{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرادخترخانوم می نامند:

مرادخترخانوم می نامند:
غروری دارم،که برای تنهانبودن له نمی شود...
احساسی دارم،که بامنطق گدایان نمیسازد...
قلبی دارم،که هنوزتیزی خنجرنامردی رانخورده است...
وزیبایی هایی دارم،که حراج چشم های بیگانه نخواهدشد...
اینگونه است مشق شب های دخترانه من.
دیدگاه ها (۱۲)

جونگکوک عزیزم ۲۹ سالگیت رو از صمیم قلب تبریک می‌گم🐰🎂در این ر...

یه تکپارتیییی از شوگا به قلم لینا؟:)ساعت از سه شب گذشته و سک...

بونتن — «آهنگی که برای مایکی خوانده شد»بار، طبق معمول، پر از...

فصل دومپارت بیست و دوم | حرف‌هایی که شنیده نشدچند ساعت از پی...

𝗕𝗿𝗼𝗸𝗲𝗻 𝗣𝗼𝗶𝗻𝘁𝗲 {پوانِ‌ شکسته}𝗣𝗮𝗿𝘁 𝟭𝟬𝟬صدای آرومش بین هیاهوی دو...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۳۸ صبح زود، حیاط ویل...

«سوگند عشق»¹:partباران تازه بند آمده بود.کوچه‌های قدیمی یوکو...

......//برده ی زیبا//......

عنوان سناریو: بازی جاسوس

پارت سوم_جایی میان ما تهیونگ تا صبح نتوانست بخوابد.حرف‌های م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط