تو مثل آینه بودی، حریصِ زیبایی
تو مثل آینه بودی، حریصِ زیبایی
و من شکستهدلی روبهرویِ رسوایی
نبود حسرتِ من جز یکی شدن با تو
نبود در سرِ تو جز هوایِ تنهایی
چه اضطرابِ غریبی! چه حالِ خوب و بدی
نگاه میکنی و میروی و اینجایی
دو سال از تو نوشتم، دو سال عینِ دو قرن
چه کرد با غزلم این غمِ تماشایی ؟
تو در سکوتِ خودت غرق میشوی، اما
به رویِ خویش نمیآوری که دریایی
و من شکستهدلی روبهرویِ رسوایی
نبود حسرتِ من جز یکی شدن با تو
نبود در سرِ تو جز هوایِ تنهایی
چه اضطرابِ غریبی! چه حالِ خوب و بدی
نگاه میکنی و میروی و اینجایی
دو سال از تو نوشتم، دو سال عینِ دو قرن
چه کرد با غزلم این غمِ تماشایی ؟
تو در سکوتِ خودت غرق میشوی، اما
به رویِ خویش نمیآوری که دریایی
- ۳۹۱
- ۰۱ مهر ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط