چند پارتی تهیونگ وقتی به آیو حسودی میکنی

پارت اول

علامت ات+
علا،ت تهیونگ -
سلام پن ات هستم ۲ ساله با تهیونگ ازواج کردم و ۲۶ سالمه
سلام من تهیونگ هستم ۲ ساله با ات ازدواج کردم و ۲۹ سالمه

ویو ات
امروز میخواستم موزیک ویدئو تهیونگ با آیو ببینم
اول رفتم خوراکی آوردم همراه داشتم موزیک ویو میکردم که دید، دارن باهم ارسی می کنن و سرا شون به هم نزدیک کردن
واسه ببینم تهیونگ روی پای آیو وای خدای من
کی گفته من دارم حسودی میکنم
ای خدا اااااااااا

ویو تهیونگ

ساعت ده شب بود رسیدم خونه وقتی وارد خوناشام خیلی عجیب بود چون ات سراغم نیومد رفتم داخل دیم داره فیلم میبینه ر
فتم جلو گفتم
_سلام
........+
_ات چیزی شده که من نمیدونم
_نه جیزی نشده من خستم میرم می خابم تو برو پیش آیو جونت
_(فهمیدم داره حسودی میکنه )
_داری حسودی میکنی
+کی گفته
من حسود نیستم آقای کیم
_اوه فکنم یکی تنبیه میخواد
+کسی که تنبیه باید بشه تویی نه من
_ چرا
+چون توی این موزیک ویو نزدیک بود دیگه بری ب.....ک......ن......ش......_
_ات این فقط یه موزیک ویدئو بود
+اهان اگه فقط یه موزیک ویو و یه کار منم با کارمند های مردم گرم میگرم خوبه
_ات داری شور در میاری
+خوب ببین هممون جوریکه تو میتونی م......( با برخورد لبش روی بلم حرفم فط شد داشت مک های محکم میزد منم همراهی نمی کردم )
_(دیدم همراهی نمیکنه ) ات بهتر همکاری کنی
+نمیخوام
باشه خودت خواستم ات خانم

ویو ات
دیدم بلندم کرد گذاشتم روی کلوش بردت سمت اتاق منم تقلا میکردم که ولم کنه
+ا تهیونگ ولم کن
_(یه اپک در کونش زدم )ساکت
+اسپکتروم خیلی محکم بود دردم گرفته بود
منو برد سمت اتاق و پرتم کرد روی تخت و روم خ.....ی.....م.....ه..... زد



بقیش پارت بعد
دیدگاه ها (۵)

وقتی عموت بود

ویوی تهیونگ:دیگه نمیتونستم خودمو نگه دارم بهش گفتم:با نو ا.ت...

ازدواج اجباری

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

دو سال گذشته بود.تهیونگ و ات حالا ازدواج کرده بودن و زندگی‌ش...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

تک_پارتی وقتی با دوست پیرامون رفتیم دستشویی مدرسه و اهم اهم ...

مربی موتور سوار

پارت ۱۵ ات خندید و تهیونگ رو بغل کرد ....تهیونگ گفت ...قربون...

True Love①⑦لیا: خبری نشد؟ م: نه نشد.. ا/ت هم نمیدونست لیا: پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط