هنگام پیاده روی گاه چای خوری کنار خیابان مردم‌جمع اند می

هنگام پیاده روی گاه چای خوری کنار خیابان مردم‌جمع اند می نشینم چایی می خورم و حرفهایشان گوش می دهم. اکثرا کشاورز روستایی و.. همه نوع گله که خلاصه می شود:
مدیران به فکر ما ضعیف ها نیستن؟ بخور بخور است؟! می گویم اینهمه امکانات برق اب گاز تلفن جاده بهداشت و فراوانی پس از انقلاب چی؟ برخی می خندند برخی لبخندی می زنند و چقدر ساده ای شما؟!
یک ریال به ما میدن یه میلیارد خودشون بر میدارند؟ خودشون تو کاخ ها زندگی می کنند بچه هاشون تو اونور دنیا جمع کردن بردن خوردن سر ما رو شیره مالیدن
کی بفکر ماست آقا سال به سال کشاورزی سر نمیزنه حال ما رو بپرسه همه چی ده برابر شده بچه هامون خونه موندن نمیتونم زن بدم بیکارن اعتیاد زیاد شده و خلاصه حرف زیاد است و گله و شکایت تند تر و تیز تر می شود به صف اولی ها بعد مدیران شهر و ...
دیدگاه ها (۰)

پارت سهویو تهدرسته زیاده روی کردم یون داشت گریه میکرد منم رف...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❸_بخش دوم_می‌نشینم"مامان اون فوق العاده ست باید ...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

39part بعد از چند ساعت گشت‌وگذار، برگشتن سمت کلبه. اما قبل ا...

#عاشق در نگاه او part 1امروز هوسوک با داد بیدارم کرد که بلند...

#تجربه_من ۱۳۶۵#فرزندآوری #جنسیت_فرزند #حق_حیات #سقط_جنین سلا...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}پارت سهیه سال تموم بدون اینکه مایکی ...

Part "74"☆ویو هانا☆ساعت ۳ صبح بود. عمارت توی سکوتی سنگین و خ...

به نام خدا--سیلام🤓🌚بعد میلیارد ها سال بهار یادش اومد سناریو ...

تک پارتی✨از صبح همه‌چیز عجیب بود.چشم‌هات رو که باز کردی، سرت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط