{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بلند شد و دستشو گذاشت رو لبام که حرفم قط شد

بلند شد و دستشو گذاشت رو لبام که حرفم قط شد
کوک. باشه قشنگم آروم باش برو کمکش کن
تهیان. مرسی عزیزم که درک میکنی
سونیا. خاله چلا نمیای؟
تهیان. اومدم خوشگلم
سونیا. این پسل جذابه کیه؟
تهیان. هوم دوست پسرمه
سونیا.دوست پسلته(ناراحت شد)
تهیان.چیشد عزیزم؟
سونیا. میشه دوست پسلتو بدی به من؟
تهیان و کوک. خنده زیاد
تهیان. ولی من دوسش دارم
سونیا. منم دوسش دالم خیلی خوشگله
کوک. ولی تو که خیلی کوچولویی
سونیا. خوب منتظلم بمون بزرگ بشم بعد تو دوست پسل من شو
کوک. باشه خوشگل خانم بزرگ شدی دوست پسر میشم
تهیان. یااااا سونیا تو بزرگ بشی یه پسر خوشگل دوست پسرت میشه دیگه دوست پسر منو ول کن من چی میشم؟
سونیا. خنده
خانم. سونیا سونیا عسلم اینجایی
سونیا. مامان مامان
اون خانمه که انگار مامانش بود اومد و با گریه دخترش و بغل کرد خیلی صحنه قشنگی بود که کوک برگشت نگام کرد اینم دیوونستا
کوک. منو تو هم بچه دار میشیم عزیزم
تهیان. شاتاب
کوک. هییییییییی روزگار
خانم. ممنونم که مراقب سونیا بودید
تهیان. خواهش میکنم دخترتون خیلی شیرینه
سونیا. میشه بازم همو ببینیم؟
تهیان. ام نمیدونم من دو روز دیگه قراره از کره برم
اگر برگشتم همرو می‌بینیم
سونیا. روبه جونگکوک توام میری؟
کوک. اوهوم
سونیا. خیلی خوب بعد منو جونگکوک بغل کرد و رفت ماهم رفتیم فست فود شام خوردیم و رفتیم هتل
دیدگاه ها (۷)

تو منو دوست داری؟پارت ۲۱ویو دامیانرفتیم بادوم زمینی و کیک چن...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

رومان عشق پنهانی (پارت11)

برای کوک اومد حرفش رو بزنه که یکی از خدمتکارا صحبتش رو قطع ک...

ازدواج اجباری part : 9 ویو ملودی بعد ده مین رسیدیم به یه عما...

Iove and the moonPart143ماه بعد صبح زود بود بیدارشدم با ای...

رمان :«پسر عموی جذابم»part:10ویو «علی»از دانشگاه اومدم خونه ...

آواز عشق♣️part8♣️ویو ا/تدر باز شد و یه خانم میانسال اومد داخ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط