رد بوسه
پارت سوم
هردو، بیاختیار، قدم به قدم به سمت تخت حرکت کردند. بوسه عمیقتر و پرحرارتتر میشد. جونگ کوک دکمههای پیراهن ا/ت را با ظرافت باز کرد و آن را از تنش بیرون آورد. ا/ت نیز به او کمک کرد تا کت و پیراهنش را درآورد. لباسها، یکی پس از دیگری، روی زمین میافتادند.
در حالی که هنوز لبهایشان به هم چسبیده بود، روی تخت دراز کشیدند. بوسه با شدت بیشتری ادامه یافت. دستهایشان به کشف بدنهای یکدیگر میپرداخت. لمس پوستهایشان، شعلهی عشق را در وجودشان روشنتر میکرد. با هر لمس، آهی از سر لذت از دهانشان خارج میشد. آن شب، در آن اتاق هتل، تمام موانع و اختلافها از بین رفت و تنها عشق بود که حکمفرما بود. آنها، در آغوش یکدیگر، به دنیایی دیگر سفر کردند؛ دنیایی که فقط برای آنها ساخته شده بود.
پایان......
هردو، بیاختیار، قدم به قدم به سمت تخت حرکت کردند. بوسه عمیقتر و پرحرارتتر میشد. جونگ کوک دکمههای پیراهن ا/ت را با ظرافت باز کرد و آن را از تنش بیرون آورد. ا/ت نیز به او کمک کرد تا کت و پیراهنش را درآورد. لباسها، یکی پس از دیگری، روی زمین میافتادند.
در حالی که هنوز لبهایشان به هم چسبیده بود، روی تخت دراز کشیدند. بوسه با شدت بیشتری ادامه یافت. دستهایشان به کشف بدنهای یکدیگر میپرداخت. لمس پوستهایشان، شعلهی عشق را در وجودشان روشنتر میکرد. با هر لمس، آهی از سر لذت از دهانشان خارج میشد. آن شب، در آن اتاق هتل، تمام موانع و اختلافها از بین رفت و تنها عشق بود که حکمفرما بود. آنها، در آغوش یکدیگر، به دنیایی دیگر سفر کردند؛ دنیایی که فقط برای آنها ساخته شده بود.
پایان......
- ۷.۱k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط