his favorite strawberry

part 45
+تو چطور مادری بودی؟چطوری تونستی همچین کاری با دخترت کنی ؟؟

پرده های اشک توی چشماش جمع شد
^من واقعا..من واقعا نمی‌دونستم که داره همچین چیزی رو تحمل می‌کنه..می‌خوام جبران کنم
+نیازی به جبران نیست
از کتابخونه خارج شدم و مستقیم به اتاق خودمو و کوک‌ رفتم
به سمت کوک‌ رفتم و به آرومی تکونش دادم
+کوک..کوک بیا بریم

با حالت منگی چشماشو مالید و گفت
_ها؟؟چی شد؟؟اسراعیل حمله کرده؟؟
+اسراعیل تو کره جنوبی چه غلطی می‌کنه..لطفا بیا سریع تر اینکارو ترک کنیم
_اوکی
سریع بلند شد لباساشو پوشید با قیافه متعجب نگاهش کردم چرا ازم‌ نپرسید چرا؟
_چون اگه می‌پرسیدم هم نمیگفتی

چی بلند فکر کردم؟؟
لبخندی از لبخندهای خرگوشیش زد گفت
_اره

ای خاک بر سر من کنن که همش سوتی میدم
از خونه خارج شدیم
باورم نمیشه مامان بزرگم همچین کاری کرده باشه چطور تونست بچه شو ول کنه
سوار ماشین شدم و عقب نشستم که دیدم کوک سمت راننده نشست
_نمیای جلو؟
+خودت میخوای رانندگی کنی؟مگه گواهینامه داری؟
_بیخیال یعنی میگی وارث جعون‌ یک رانندگی ساده هم بلد نباشه ؟

خب منطقی بود
رفتم و روی صندلی شاگرد نشستم
به ارمو سرشو نزدیکم کرد و دستاشو اونوذم گذاشت
منم چشمامو بستم و آماده ی یک کیس جانانه شدم
لبامو جلو آوردم که ببوسمش
دیدم یهو زد زیر خنده
سوالی نگاش کردم که گفت
_میخواستم کمربندتو ببندم

وای مطمئنم دیگه الان لپام لبو بودن رو توی چپ ترین نقطه ی جیب راستش گذاشته
+همیشه همینجوری بخند
_میخندم ولی فقط برای تو
+اووووو خوشمان آمد
دیدگاه ها (۸)

وقتی درسش بد بود و..

لیا : پس تو اتاق مهمون بخواب کوک : میشه منم پیش تو بخوابم ( ...

رمان آیدل پارت ۴ فلش بک به صبح: با صدای مامانم که داشت سرم د...

ازدواج اجباری part : 13 ویو کوک داشتم از ملودی و اون سینه ها...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁹ویو: اتدست جونگ‌کوک هنوز توی دست...

وقتی دوست صمیمی بودین ولی اون دوست دختر داشت یه روز. . .. کس...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

الماس زیبای من part¹⁰- رفتم سمت تهیونگ وگفتم که این  سه تارو...

تک پارتی از جونگکوک.

سیلام بیبی های من 😍🎀 چطورین ؟🧸 بریم برای پارت گذاری ؟😎بزن بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط