ایشون و می بینید اومده مزاحم شده و پرسید از اون دختر چسی

ایشون و می بینید اومده مزاحم شده و پرسید از اون دختر چسی هستم منم گفتم نه بعد گفت عکس بفرست ببینمت منم گفتم عمر دیگه می گه دیدی گفتم چسی 🤣🤣
یعنی این شخص فرد ادم چسی و غیر چسی رو نمی دونه 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤣
خدا شفاش بده همگی براش دعا کنید 🤣🤣
دیدگاه ها (۲۱)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۹ سانیار مامان با تعجب و بابا با...

اسم فیک = "محو اقیانوس نگاهت"پارت "32""ویو جئون آنجلینا"حوصل...

فیک جونگکوک

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_19فصل دهم | سؤا...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

قسمت ۲۶— «پیام سوم» 🖤ات به صفحه گوشی خیره مانده بود.«پدرت زن...

پارت ۴عشق یا حسرتجونگ کوک:سوار شین توضیح میدم ویو کوک میدونس...

عشقی حقیقی

ریاکشن

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط