{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🥀 توی کوچه پیرمردی دیدم که روی زمین سرد خوابیده بود ...سن

🥀 توی کوچه پیرمردی دیدم که روی زمین سرد خوابیده بود ...سن و سالم کم بود و چیزی نداشتم تا کمکش کنم؛ اون شب رخت و خواب آزارم می داد! و خوابم نمیبرد از فکر پیرمرد ...

🥀 رخت و خوابم را جمع کردم و روی زمین سرد خوابیدم می خواستم توی رنج پیرمرد شریک باشم اون شب سرما توی بدنم نفوذ کرد و مریض شدم ...اما روحم شفا پیدا کرد.

#شهید_دکتر_مصطفی_چمران
#قاسم_بن_الحسن
#شهدا۰۱۲۰

╭🦋
╰┈➤ @shohada0120
دیدگاه ها (۰)

۳ پارتی

فیک تهیونگ

صدای بارون روی سقف فلزی انباری می‌کوبید. کاتسوکی بدون اینکه ...

⟦ #ɘɔᴎɒmoɿ ʞɿɒꟻ ⟧Dark Legacy───── ⋆⋅☆⋅⋆ ─────پـارتـے¹³دست ته...

بهار بدون تو

داستان

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

p2

part : 20فقط 20 روز دیگه مونده استیو .. ، کمتر از یک ماه دیگ...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p95هوای داخل ساختمان متروک بوی رطوبت و آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط