میخندی تا دنیا رنگی تازه شود با لبخندت شادی بی‌ اندازه شو

میخندی تا دنیا رنگی تازه شود با لبخندت شادی بی‌ اندازه شود
میخندی تا خوش بنشینی در باور من میخندد همراه تو اشک آخر من
بنشین لحظه‌ ای رو در روی من چایم را با عطرت هم‌ بزن
بنشین تا شود نقش فال ما نقش هم‌ فردا شدن
میخوابم تا رویای لبخند تو را رویای شیرین چای و قند تو را
میخوابم تو مثل هر شب در خواب منی میخوابانم این چشمان پابند تو را
بنشین لحظه‌ ای رو در روی من چایم را با عطرت هم‌ بزن
بنشین تا شود نقش فال ما نقش هم‌ فردا شدن
دیدگاه ها (۲)

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

پایان: خانواده‌ای که خودت انتخاب کردیشب، همگی توی سالن جمع ش...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

هوسوک یکم سکوت کرد. نگاهش از روی دستت سرخورد روی چشمهات. لحن...

جنگل نفرین شده پارت ۲۱

پارت ۵۰دو هفته از خاکسپاری گذشته بود. تهیونگ و رزا بی‌سروصدا...

خونه‌ی سه شیطونپارت ۱۰ — نقشه‌ی دوتاییجونگکوک با شک به رها و...

𝑴𝒀 𝑺𝑨𝑽𝑰𝑶𝑼𝑹P⁶بعد از شام، هر دو به بالکن رفتن .شهر زیر پاشون ب...

پارت هشتم: «مسابقه با زمان در کدها»نور قرمز مچ‌بند آندیا روی...

تک پارتی ویو ا.ت صدای باز شدن در سکوت سنگین خونه رو شکست ساع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط