رز آبی پارت ۲۴

رین دنبالش آمد.

میا به سمت چپ رفت.

رین هم رفت.

میا ناگهان توقف کرد و توپ را به کایزر سپرد.

کایزر شوت زد.

گل.

میا تعظیم کوچکش را انجام داد.

کایزر کنار او ایستاد.

کایزر: «دوباره.»

میا: «این بار پاس من بود.»

کایزر: «و گل من.»

میا: «پس نصفش مال منه.»

کایزر خندید.

کایزر: «قبول.»

بعد از تمرین، میا روی زمین نشست.

رین بطری آبش را به طرفش پرت کرد.

رین: «آب بخور.»

میا بطری را گرفت.

میا: «مرسی.»

رین کنارش نشست.

رین: «خسته‌ای؟»

میا: «یکم.»

رین: «امروز زیاد فشار آوردی.»

میا: «تو هم همین‌طور.»

رین: «من عادت دارم.»

میا: «منم.»

رین چند لحظه سکوت کرد.

بعد آرام گفت:

رین: «ولی اگه زیادی خسته شدی، استراحت کن.»

میا سرش را روی شانه‌ی رین گذاشت.

میا: «باشه.»

رین چیزی نگفت.

چند ثانیه بعد دستش را روی سر خواهرش گذاشت.

رین: «میا.»

میا: «هوم؟»

رین: «خوشحالم اومدی.»

میا لبخند زد.

میا: «منم خوشحالم که اینجام.»

همان شب، تماس سائه برقرار شد.

میا گوشی را روی میز گذاشته بود و رین هم کنار او نشسته بود.

تصویر سائه روی صفحه ظاهر شد.

سائه: «خب، خانم کوئین. بلو لاک چطوره؟»

میا: «خوبه.»

سائه: «رین اذیتت نمی‌کنه؟»

(هیییی.... درگیری این برادرا تمومی نداره)
دیدگاه ها (۰)

کائوری و سائه

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد! پارت ۳

سناریو قفل آبی

سلااااااااااام 👋🏻 خیلی خلاصه میرم سراغ پارت بعد لطفاً جرم ند...

ادامه سناریو

#چانمین part:4بعد چند مین برای تنفس از هم جدا شدن، هر دو نفس...

Part:7🐣این بار صبح سونا فرق داشت یک نفر بود که به او اهمیت ب...

چند پارتی

.....پارت پنجم.....

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط