{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

swim with me 👅

swim with me 👅
#swim_with_me
𝑷𝑻17

ویو هویچ:

دختر که همینجوری قدم میزد و قدم میزد و قدم میزد و سعی میکرد که تمرکز کنه و از گذشته و خواباش و هر سر نخی که بتونه کمکش کنه به یاد بیاره تا ارتباطش بین خودش و هوسوک رو بفهمه اما هیچی نبود جز یه چیزی... هووسوک باید یه خواهر داشته... دختر ناگهان ایستاد و به پسر گیج رو به روش خیره شد و گفت

=تو خواهر داری، درسته؟

پسر که تعجب کرده بود گفت

_ا... آره چطور مگه؟ تو از کجا میدونی ات؟

=همین الان باید بریم پیشش.

_چرا؟ چطور؟

=هوسوکا... خواهرت همه چیزو میدونه اگه حقیقتو میخوایم باید بریم پیش اون...لطفا

_ باشه. بیا بریم ولی مدرسه رو چجوری بپیچونیم؟

=از دیوار پشتی میتونیم بریم؟

ویو هویچ:

دختر و پسر یواشکی کوله پشتی هاشونو برداشتن و از مدرسشون فرار کردن.

=قلاب بگیر

_ها؟! عمرا

=هوسوکا!

پسر چشماشو چرخوند و قلاب گرفت، اول دختر و بعد خودش از مدرسه فرار کردن.
هوسوک واقعاً بازم نمیتونست بفهمه که چه ارتباطی به ات داره ولی ات کم کم داشت چیزایی رو به یاد میآورد. وقتی به خونه رسیدن در زدن. خواهر هوسوک اومد بیرون و تا درو باز کرد گفت:

هوسوک!؟چرا اینقدر زود اومدی؟نگو که دوباره از مدرسه فرار کردی توـ...

قیافه خواهرش با دیدن ات بهم ریخت اما لبخندی اجباری زد و گفت:(علامت سانهی +)

+نمیخوای دوستتو بهم معرفی کنی؟
_اممم...این اته، ات این خواهرمـ...

ات پرید وسط حرف پسر.

=از دیدار دوبارت خوشحالم سانهی میشه بیام تو؟

سانهی خشکش زد... طوری رفتار کرد که انگار اولین دیدارش با اته.

+اوه حتما بفرمایید...
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بفرمایید اینم پارت جدید خدمت شما و هویجای جدیدم 🎀
بمونین برام 🥕
به زودی همه چیز روشن میشهههه پارت بعد ادیت دارهههه، البته ریدم خودتونم میدونین ولی به هویجای جدید میگم برای درک بهتر یه ادیت شخمی زدم
شرایط:(برسونید لطفا وگرنه گهر میکنم)
لایک: ۲۶
کامنت: ۱٠
بازنشر: ۵
.
.
.

#معروف_پرست_نباشیم
#بی_تی_اس
#فیک_نویس
#فیک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_تهیونگ
#فیک_جونگ_کوک
#فیک_جیمین
#فیک_جین
#فیک_نامجون
#فیک_شوگا
#فیک_جیهوپ
#فیک_نامجین
#فیک_مافیایی
#فیک_تهکوک
#فیک_یونمین
#فیک_استریت
#فیک_ته
#فیک_کوک
#فیک_یونگی
#بی_تی_اس
#بنگتن
#آرمی
#کیپاپ
#فن_فیکشن
#داستان_بی_تی_اس
#سناریو_بی_تی_اس
#فانتزی
#نامجون
#جین
#یونگی
#شوگا
#جیمین
#هوسوک
#جی_هوپ
#جونگ_کوک
#جی_کی
#ته_ته
دیدگاه ها (۳۹)

سناریو از کورو

پسر دایی ات کنار ات نشست و با لبخند گفت:پسر دایی: ات، این چن...

سناریو قفل آبی پارت ۲

این اولین سناریو ای هست که نوشتم امید وارم خوشتون بیاد عکس ...

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

پارت 21 رمان💓 عشق مدرسه ای 💓اون کسی نبود جز.. هیونجین هیونجی...

A game of love and hateP³ویو آتصبح با صدای زنگ از خواب بیدار...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

عشق زار آلود (Mysterious Love)Part:۵ات و کوک هنوز تو شوک بود...

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁸﴿ویو راوی﴾ات هنوز به عکس‌های روی دیوار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط