عشق مافیایی من

عشق مافیایی من


ویو ات
ساعت ۷ بود رفتیم حموم داخل دقیقه ی ۱۷ هم فهمیدم همینجوری نباید سر پا وایسم باید یه کارای جزعی انجام بدم نزدیک۴۰ دقیقه توی حموم مونم(عههههه من)
اومدم لباس انتخاب کردم(گذاشتم)
رفتم پایین دیدم بلههههههه ستایش همانند بچه مثبت های گل یه پیرن شلوار پوشیده گفتم نشون ندم حالتون بد نشه ولی توصیفش میکنم

اهممم به نام خدا هستممم یه پیرهن دکمه ایه مشکی آستیناشو داده بالا یه شلوار که جلوی پیرهن و کرده توی شلوارک همچین بدم نیست حالاااااااا

ویو یونگی

رفتم به بچه ها گفتم حاضر شدن خودمم حاضر شدم رفتیم بار نشستیم جای همیشگی که یه خدمتکار اومد برامون مشروب آورد و گذاشت یه چشمک دکی این الان یعنی چییییی اومد نشست روی پاهام و خودشو می‌مالوند به من(یونگی جان پسرم لا حیا )
کاریش نداشتم گفتم حالا خسته میشه که دیدم.‌.......

ویو ات

رفتیم داخل بار جلومون هفتا پسر بود روی پای یکیشون یه دختر هی وول می‌خورد
@دختره چشه کک افتاده توی لباسش

.نمیدونم خیلی چندش بازی در میاره
@فکر نکنم از این بیشتر پیش برن ها.ها
.نمی....
که دیدیم بله یهو رفتن توی لب پسره بنده خدا داشت دستو پا میزم دختره مگه ولش می‌کرد هی از پسره اسرار ازدختره ادرار عه نه انکار دیگه عصبی شدم رفتم بالای سر دختره زدم روی شونش گفتم

.پسر مردمو خوردی نمیبینی چقدر داره زیرت دستو پا میزنه تو اخراجی(هععععع کلک و پرتون ریخت بله ایشون صاحب باره)
علامت دختره#
#و..و..ولی من فقط میخواستم ک....

.نمیخواد تو چیزی بخوای گمشو از بار بیرون(بابا خشم اژدهاااااا فوقش بتونی مورچه توی آب قرق کنی)
دیدگاه ها (۳)

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

وقتی بهمون میگم «بیبی»و ما همونطور که دوتامون روی تختیم و می...

پارت ۲ویو جونگ کوک:از خواب بیدار شدم و رفتم یه دوش ده مینی گ...

From hate to lovePart::3?خب جونگ کوک چی بهت گفت که از سر جاش...

ددی خون آشام من

سرنوشت پارت(۶)ویو تهیونگ: بعد اینکه ا/ت رو گزاشتم تو اتاق رف...

bts

#عشق_بعد_نفرت پارت 8ویو یونگی پشمام چقد تند میخونه نمیدونستم...

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط