پارت ۱۰

-خب آمادم
+(سکوت)
-جیمین ؟
-جیمین؟
+ها چی
-آماده ام
+اوک بریم
'لطفا خانم کیم دستتون رو روی شونه آقای پارک بزارید و به سمت عقب یعنی دوربین نگاه کنید
-اینطوری؟
'بله
*عکس گرفت*
'لطفا حالا روی اون مبل بشینید و شما آقای پارک روی خانم کیم کمی خم بشید و هردو به دوربین نگاه کنید
*عکس گرفت*
'و آخری لطفا از روی مبل بلند بشید و به سمت پرده بیاید
حالا آقای پارک دستتون رو دور کمر خانم حلقه کنید
و خانم کیم کمی پاتون رو از عقب بالا بیارید
و برای شات اول همو نگاه کنید و برای دوم به دوربین


. . ‌.


-خب اینم از این
+ممنونم که اومدی برای عکس
-خواهش فقط ی سوال چرا من ؟
+احساس کردم اگه تو بیای عکس قشنگتر بشه
-اونکه صد در صد
+مغرور
-هع حقیقته

....


"اخبار"
همکاری خانم کیم ا.ت با آقای پارک جیمین
برای برند معروف دیور برای عکس ها مجله هفتگی مد خبرساز شد
از آقای پارک علت این همکاری پرسیدیم و جوابی که دادن ...
+انتظار هرچیزی رو داشته باشید
این حرف آقای پارک به شدت وایرال شده
و همه دراین باره صحبت میکنن
همچنین این همکاری رکوردی جدید را ثبت کرد
تمام لباس هایی که در این مجله بود در ۱ روز به فروش رفت و برنده جایزه هفتگی مد آمریکا شد
همچنین برنده جایزه بهترین همکاری در صنعت مد فرانسه شد

-خاموش کن
*چشم
-منظور جیمین از این حرف چی بود؟؟
* خانم گوشیتون
-بده من
-الو
+سلام خانم مدل
-هعی از دست کارای تو
-کارت رو بگو
+تولد خواهرمه ازت کمک میخوام برای کادو و خرید و تزئینات
-مننن؟
+نه من
-شاید بد سلیقه باشم چرا من ؟
+حق با توعه میرم با ی خوش سلیقه مشورت کنم
-نههه میام
+اوک بیا پایین دم در عمارتم
-چه زود باشه


....


-نه
+این چی
-اصلا
+این دیگه عالیه
-بعدی
+شوخی میکنی
-کاملا جدی ام
-اون چیه پشتت
+این ؟!
-اره ایننن خود خودشه
+اینو حساب کنید

از مغازه بیرون رفتن
-خب حالا تزئینات
+وایی نمیخوامم
-خودمم خستم
-ی کسی رو سراغ دارم میگم بیاد کارش تکه
+خب پس هماهنگ کن
-بزار بزنگم
-الو
'های ا.ت
-به به چطوری جان ؟
'عالی تو چی ؟
-منم اوکیم راستش ی دیزاین شبک و خفن میخوام . . .


. . .


دخترک سوار ماشین شد و به سمت عمارت جیمین حرکت کرد
اونم برای تولد دعوت بود
یکم زیادی خوشگل شده بود
و هرکی از بقلش رد میشد محو زیبایی دختر میشد
'رسیدیم خانم
-مرسی
آروم پیاده شد و به سمت عمارت قدم برداشت
. . . .
دیدگاه ها (۱)

خودکار ابری

برادر ناتنی

به زیباییه مشکی

𝐓𝐡𝐞 𝐒𝐭𝐨𝐫𝐲 𝐨𝐟 𝐎𝐟𝐟𝐢𝐜𝐞𝐫 𝐉𝐞𝐨𝐧Part ¹[ساعت ۱۱ صبح]سولا:لعنت بهش......

پارت : ۲۹ادامه ....ا.ت : کلی بازی کردیم و بعد اعضا و سوگمین ...

(کشتار مافیا) «پارت 3»سوجین: بزن بریم بازی رو شروع کنیم (درح...

پارت ۲پدر جیمین از پدر شوگا خواست تا همدیگه رو ملاقات کنن او...

در جست و جوی خاطرات پارت ۲۰

LESSON

پارت ٨:با بالا تنه برهنه جلوم وایستاد بدن عضله ای داشت واقعا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط