V... RHS:

V... RHS:
( روز بعد )
_________________________

دیانا: ارسلان ..... ارسلان.... ارسلاننن

ارسلان : جانم[ خواب آلود ]

دیانا: پاشو بریم آزمایش بدم

ارسلان: مگه نرفتی

دیانا: نه دیگه بیبی چک زدم فهمیدم واسه سوپرایز مامانت باید بریم آزمایش بگیریم

ارسلان: وای خدا مامانم هم باید سوپرایز شه ؟

دیانا: ارسلاننن ینی نمیخوای یه مهمونی بگیری به همه بگیم ؟

ارسلان: وای راست میگی

دیانا: خب پس پاشو به مامانت زنگ بزن

ارسلان: چشم ... پاشدم و گوشی رو برداشتم و شماره مامان رو گرفتم ...

( ارسلان + .. مامان ارسلان _)

+ سلام خوبی مامان

_ سلام قربونت برم پسرم توخوبی دیانا خوبه

+ آره مامان دیانا هم اینجاس ...میگم مامان

_ جان مامان

+ میشه امشب همه فامیل رو دعوت کنی تو خونه مامان جون

_ چرا چیزی شده

+ نه من و دیانا یه هدیه براتون داریم یه سوپرایز واسه کل فامیل و شما گفتیم یه جشن بگیریم تو خونه مامان جون که بزرگه

_ آهان باشه به همه میگم

+کاری نداری مامان

_ نه برو به سلامت خدافز
+ خدافز مامان
دیدگاه ها (۲۲)

پنهان عشق

چند پارتی( وقتی خانواده هات ازت بدشون میومد )........‌.........

Iove and the moonPart322هفته بعد کوک داخل  شرکت  برای یه سفر...

پارت ۲دیگه مشخص نبود گریه کردم پس از دست شویی رفتم بیرون و د...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

𝑴𝒚 𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂""""""""""""𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 01 • 𝑷𝒂𝒓𝒕010 """""""""""""""""""...

bts

پارت ۴ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ویو لوید 《عا خسته شدم چقدر معمور...

~Destiny:Part 2~

part 8شوگا:ات؟دست ات رو گرفت و برگردوندششوگا:چیزیت شده؟بهم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط