{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیمه شب بود غمی تازه نفس ره خوابم زد ماندم بیدار

نیمه شب بود غمی تازه نفس ره خوابم زد ماندم بیدار
ریخت از پرتو لرزنده شمع سایه دسته گلی بر دیوار
همه گل بود ولی روح نداشت سایه ای مضطرب و لرزان بود
چهره ای سرد و غم انگیز و سیاه گوییا:مرده سرگردان بود.
#خاص #جذاب #هنر #عکس #عکس_نوشته #عکس_نوشته_عاشقانه #هنر_عکاسی
دیدگاه ها (۱)

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

صدایِ برخوردِ ماشین با زمین و حرکتِ آن در محوطه‌ی ویلا، گذرا...

007-پنهان در مه - پارت ۷۲

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۲: سکوتِ سردِ پاریسهواپیمای اختص...

نویسنده dLyn | 𓍯 ✎ـ Taj’s Doppelganger...𝓟𝓐г𝐓.¹سکوت سنگینی ب...

تک‌پارتییی جدید از سوکجینییی به قلم لینا؟؟صدای باران با صدای...

از دشمنان تا عاشقان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط