دیروز رفته بودم یه مجموعه رستوران و يه آقای رندوم گفت سوي

دیروز رفته بودم یه مجموعه رستوران و يه آقای رندوم گفت سوييچ‌تون رو بدید من باید ماشین‌های پارکینگ رو مرتب کنم. گفتم من شما رو نمی‌شناسم، لباس فرم هم ندارید و نمی‌دم، اصرار کرد و بازم گفتم ببخشید. رفتم داخل و هرچی پرسیدم این کی بود،

دیروز رفته بودم یه مجموعه رستوران و يه آقای رندوم گفت سوييچ‌تون رو بدید من باید ماشین‌های پارکینگ رو مرتب کنم. گفتم من شما رو نمی‌شناسم، لباس فرم هم ندارید و نمی‌دم، اصرار کرد و بازم گفتم ببخشید. رفتم داخل و هرچی پرسیدم این کی بود، کسی نمی‌شناخت و رسما دزدی در روز روشن!

🆔 💯
دیدگاه ها (۰)

پارت 4۳ روز بعدویو لیواز دانشگاه داشتم برمیگشتم خونه توی راه...

پارت ۳ [آزمایش ۰۰۶ و ۰۰۷]ادامه ی حرف استاد : گروه ها ۶ نف...

{عشق فراموش شده}[P8]یوری خنده ریزی کرد. مرد دهن باز کرد چیزی...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم -------part:25

رمان

کپشن

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

عشق میان ما پارت ۳

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

پارت یازدهم《جبران》《Custom kiss》 ×وایسا..+...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط