Part 1
Part 1
ا،ت ویو یه تیشرت مشکی با یه شلوار لی پوشیدم و سوار ماشین شدم چون بابام پولداره برام راننده خصوصی میگیره😎
رفتم سمت زبانکده دیدیم یونگ سو هاری نیومدن
ا،ت: ای بابا بازم این دوتا دیر کردن
با ا،ت رابطم بهتر بود ولی هاری هم دوست داشتم فقط یکم وضع هاری خرابه خیلی خیلی منحرفه و تو ماتریکس نیست
ولش کن زنگ زدم به یونگ سو جواب نداد که دیدم با هاری وارد زبانکده شدن
ا،ت: کجا بودید
هاری: هیچی تو ترافیک بودیم
یونگ سو : تو ترافیک بودیم با منتظر دید زدن ها تو
هاری: چی
یونگ سو: ا،ت از اول تا آخر داشت پسر هارو دید میزد
ا،ت: هاری خجالت بکش
یونگ سو : اینارو ول کنید دیر شده بیاید بریم تو کلاس
ا،ت: اره دیر شده
همشون رفتن تو کلاس
معلم در کجا بودید دیر کردید
یونگ سو : ببخشید
معلم: بشینید
یونگ سو: عیییی
ا،ت: چی شده
یونگ سو: هیچی فقط احساس میکنم تنهام
ا،ت : میخوای برات جور کنم
یونگ سو : چی
ا،ت : پسر 🤣
یونگ سو: بدم نمیاد ولی کسی رو نمیشناسم تازسم من تا حالا با هیچ کس تو رابطه نبودم
ا،ت : عجب خوب چی بگم ولی اره سراغ دارم
یونگ سو : کی
ا،ت : اسمش کوکه جونگ کوک
یونگ سو: معلومه خیلی باهاش صمیمی کوک صدا میکنی
ا،ت : اره ولی دلم براش تنگ شده سر به موضوع کوچیکه دعوا کردیم و الان چند ماه باهاش حرف نزدم
یونگ سو: پس من بهانم
ا،ت : نه واقعا میخوام از سینگلی در بیای
یونگ سو : یجوری حرف میزنی انگار خودت تا الان ر،،ل داشتی
ا،ت : اره نداشتم ولی دوست دارم تو داشته باشی
یونگ سو: باشه حالا عکسشو داری
ا،ت : اره ببین
ا،ت عکس کوک و نشون میده و یونگ سو دهنش باز میمونه
یونگ سو: اررر چقدر خوشگله همینو میخوام
ا،ت : واستا شب بهش پیام میدم میگم شاید خواست که باهات اکی بشه
یونگ سو : امیدوارم قبول کنه
ا،ت ویو یه تیشرت مشکی با یه شلوار لی پوشیدم و سوار ماشین شدم چون بابام پولداره برام راننده خصوصی میگیره😎
رفتم سمت زبانکده دیدیم یونگ سو هاری نیومدن
ا،ت: ای بابا بازم این دوتا دیر کردن
با ا،ت رابطم بهتر بود ولی هاری هم دوست داشتم فقط یکم وضع هاری خرابه خیلی خیلی منحرفه و تو ماتریکس نیست
ولش کن زنگ زدم به یونگ سو جواب نداد که دیدم با هاری وارد زبانکده شدن
ا،ت: کجا بودید
هاری: هیچی تو ترافیک بودیم
یونگ سو : تو ترافیک بودیم با منتظر دید زدن ها تو
هاری: چی
یونگ سو: ا،ت از اول تا آخر داشت پسر هارو دید میزد
ا،ت: هاری خجالت بکش
یونگ سو : اینارو ول کنید دیر شده بیاید بریم تو کلاس
ا،ت: اره دیر شده
همشون رفتن تو کلاس
معلم در کجا بودید دیر کردید
یونگ سو : ببخشید
معلم: بشینید
یونگ سو: عیییی
ا،ت: چی شده
یونگ سو: هیچی فقط احساس میکنم تنهام
ا،ت : میخوای برات جور کنم
یونگ سو : چی
ا،ت : پسر 🤣
یونگ سو: بدم نمیاد ولی کسی رو نمیشناسم تازسم من تا حالا با هیچ کس تو رابطه نبودم
ا،ت : عجب خوب چی بگم ولی اره سراغ دارم
یونگ سو : کی
ا،ت : اسمش کوکه جونگ کوک
یونگ سو: معلومه خیلی باهاش صمیمی کوک صدا میکنی
ا،ت : اره ولی دلم براش تنگ شده سر به موضوع کوچیکه دعوا کردیم و الان چند ماه باهاش حرف نزدم
یونگ سو: پس من بهانم
ا،ت : نه واقعا میخوام از سینگلی در بیای
یونگ سو : یجوری حرف میزنی انگار خودت تا الان ر،،ل داشتی
ا،ت : اره نداشتم ولی دوست دارم تو داشته باشی
یونگ سو: باشه حالا عکسشو داری
ا،ت : اره ببین
ا،ت عکس کوک و نشون میده و یونگ سو دهنش باز میمونه
یونگ سو: اررر چقدر خوشگله همینو میخوام
ا،ت : واستا شب بهش پیام میدم میگم شاید خواست که باهات اکی بشه
یونگ سو : امیدوارم قبول کنه
- ۲۶.۲k
- ۱۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط