سناریوووو بانگوووو درخواستیییی💥💥💥💥
موضوع:اگه برین ماموریت
کارکتر ها:چویا،دازای،اکوتاگوا،اتسوشی
نسبت:رل*از این واضح تر=__=*
قدرت های تو:کنترل عناصر
_______________________________________
"چویا"
☆بعد اولین ماموریتی که زخمی شد و شما دیوونه شدین افتادین به جون دشمنا بهت اعتماد داره و میدونه چیزیت نمیشه
☆ی چندباری باهاش ماموریت رفتی ولی دیگه جرعت نداره عصبانیت کنه
☆ی بار تو ماموریت جواب دازای وقتی بهش گفت کوتوله دادی و اون خیلی خوش حال شد و هرچی خواستی برات خرید
☆تو ماموریت با هم شکست ناپزیرید
☆وقتی از عنصر زمین استفاده می کنین و سنگ ها تو هوا معلق میشه ی دیوار دفاعی برای مافیا سلختین هیچکس نمی تونه وارد شه
_______________________________________
"دازای"
☆تو ماموریت ها یواشکی مراقبت عه
☆یبار یکی زخمی ات کرد با تفنگ و دازای رو مافیایی شو نشون داد بدبخت از زندگی پشیمون شد
☆همش کرم میریزین سر بدبختایی که یا باهاشون تو ماموریتین یا دشمنا
☆وقتی مبارزت و دید خیالش راحت شد که چیزیت نمیشه مخصوصا با این عنصر اب که با خنجر یخی خیلی هارو تیکه تیکه کردی
☆رو چویا و کنیکیدا ی بدبخت کرم میریزید
________________________________________
"اکوتاگوا "
☆نگرانت عه چیزیت نشه ولی به روش نمیاره
☆فک می کنی براش مهم نیست زخمی شی یا نه ولی کاملت برعکسه هردفعه زخمی میشی همش خودش و سرزنش می کنه که ضعیفه و برات کافی نیست
☆یبار چند نفر بهت حمله کردن و بهت شلیک کردن و تو مجروح شدی اکو که فهمید همرو به ۱۸ روش سامورایی به قسمت های نامساوی تبدیل کرد اخر انداختشون تو کوره و جسد شونو انداخت تو اب*ماشالله*
________________________________________
"اتسوشی"
▪︎این بچه اصلا اجازه نمیده بیای!
▪︎حالا بلفزض داد انقدرررررر مراقبتهههه
▪︎داداش تو یبار زخمی شدی این انقد گریه کرد رفت تو حالت ببر مرده رو از زمین محو کرد
▪︎مافیا یبار تو رو گروگان گرفت ولی پشیمون شد چون زدی نصف شونو کشتی
▪︎از اون روز به بعد دیگه نه کسی عصبانیت کرد نه رفت رو مخت و اتسوشی خیالش راحت شد
(کیوکو مث سگ بهت حسودی می کنه)
کارکتر ها:چویا،دازای،اکوتاگوا،اتسوشی
نسبت:رل*از این واضح تر=__=*
قدرت های تو:کنترل عناصر
_______________________________________
"چویا"
☆بعد اولین ماموریتی که زخمی شد و شما دیوونه شدین افتادین به جون دشمنا بهت اعتماد داره و میدونه چیزیت نمیشه
☆ی چندباری باهاش ماموریت رفتی ولی دیگه جرعت نداره عصبانیت کنه
☆ی بار تو ماموریت جواب دازای وقتی بهش گفت کوتوله دادی و اون خیلی خوش حال شد و هرچی خواستی برات خرید
☆تو ماموریت با هم شکست ناپزیرید
☆وقتی از عنصر زمین استفاده می کنین و سنگ ها تو هوا معلق میشه ی دیوار دفاعی برای مافیا سلختین هیچکس نمی تونه وارد شه
_______________________________________
"دازای"
☆تو ماموریت ها یواشکی مراقبت عه
☆یبار یکی زخمی ات کرد با تفنگ و دازای رو مافیایی شو نشون داد بدبخت از زندگی پشیمون شد
☆همش کرم میریزین سر بدبختایی که یا باهاشون تو ماموریتین یا دشمنا
☆وقتی مبارزت و دید خیالش راحت شد که چیزیت نمیشه مخصوصا با این عنصر اب که با خنجر یخی خیلی هارو تیکه تیکه کردی
☆رو چویا و کنیکیدا ی بدبخت کرم میریزید
________________________________________
"اکوتاگوا "
☆نگرانت عه چیزیت نشه ولی به روش نمیاره
☆فک می کنی براش مهم نیست زخمی شی یا نه ولی کاملت برعکسه هردفعه زخمی میشی همش خودش و سرزنش می کنه که ضعیفه و برات کافی نیست
☆یبار چند نفر بهت حمله کردن و بهت شلیک کردن و تو مجروح شدی اکو که فهمید همرو به ۱۸ روش سامورایی به قسمت های نامساوی تبدیل کرد اخر انداختشون تو کوره و جسد شونو انداخت تو اب*ماشالله*
________________________________________
"اتسوشی"
▪︎این بچه اصلا اجازه نمیده بیای!
▪︎حالا بلفزض داد انقدرررررر مراقبتهههه
▪︎داداش تو یبار زخمی شدی این انقد گریه کرد رفت تو حالت ببر مرده رو از زمین محو کرد
▪︎مافیا یبار تو رو گروگان گرفت ولی پشیمون شد چون زدی نصف شونو کشتی
▪︎از اون روز به بعد دیگه نه کسی عصبانیت کرد نه رفت رو مخت و اتسوشی خیالش راحت شد
(کیوکو مث سگ بهت حسودی می کنه)
- ۱.۹k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط