{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت28

(عکس لباسا رو تو اسلایدای بعدی گذاشتم و راستی خوشحال میشم راجب لباس هاهم نظر بدید😊❤️)


-خب بزار از الان چندتا از قوانینو بهت بگم
+قوانین؟
-اره قوانین بیب و اگرهم گوش ندی تنبیه بدی در انتظارته و اصلانم دوست ندارم اینکارو کنم مگه اینکه خودت مجبورم کنی دارلینگ
-اومم( با ترس)
+ خب خوبه پس شروع میکنم البته اینم بگم این قوانین فقط برای مهمونیه و داخل خونه هم از این به بعد برات قوانینی وجود داره فهمیدی؟
+ ا اره(ترس و لکنت)
- اومم خوبه افرین دارلینگ(نوازش موی ا/ت) خب شروع کنیم
1 از من جدا نمیشی
2 به هیچ وجه ازم دور نشو اینجا مافیا و اینا زیاده
3 با هیچ پسری به جز من حرف نمیزنی یا نزدیکش نمیشی
4 مشروب یا الکل نمیخوری
5 هرجا خواستی بری به من میگی و با خودم میری
6 حق نداری دستمو پس بزنی

+ بنظرت یکم زیاد نیست؟
-نه بعدشم من تازه نصفشو گفتم بیب البته فعلا برای مهمونی بنظرم بسته تا بقیشو بعدا بهت بگم
+ اومم باشه
- ولی یادت باشه سر همشون خیلی حساسمم خیلی خیلییی پس بهتره گوش بدی وگرنه تنبیه بدی میشی(جدی)
+ب باشه(ترس و لکنت)
-خب حالا هم دستمو بگیر که بریم
+ اوکی
خ ک. اووو بچه ها اینجایین خوش اومدید عزیزانم
- اره خاله جون اینجاییم
خ ک. خب خیلی هم عالی شوهر منم داره اونور برای سخنرانی اماده میشه شماها میتونید برید بشینین بیایین بریم سمت میز
- اوکی بریم خاله

ویو جونگ کوک
قرار بود که با عشق زندگیم ازدواج کنم و امشب اونو به عنوان دوست دختر رسمیم اعلام کنم تا کسی بهش نزدیک و اینا نشه و اینکه توی این مهمونی قرار بود یه سری حرف و اینا بین مافیاها و اینا زده شه و به مناسبت برگشتن من از ایتالیا بود البته هرچند من اعلام کردن دوست دخترمم بهش اضافه کردم خیلی دوست دارم ا/ت زودتر مال من شه البته الانم مال من هست

@سلام کوک چطوری
-مرسی داداش تو چطوری
@ منم خوبم ا/ت تو چطوری
+ مرسی منم خوبم
@ اها راستی ا/ت بزار بهت معرفی کنم یونا دوست دخترم یونا ا/ت

(علامت یونا=/)
/ سلام ا/ت من یونام خوشبختم(دستشو دراز کرد سمت ا/ت)

(نکته: یونا و کوک قبلا اشنا شدن برای همین یونا خودشو به کوک معرفی نکرد)

+ منم ا/تم همچنین

ویو ا/ت
تهیونگ و کوک داشتن باهم حرف میزدن و منم با یونا گرم گرفته بودم دختر خوبی بنظر می اومد و از اونجایی هم که حوصلم سر رفته بود کل زندگیمو ریختم بیرون و واسش تعریف کردم حتی اونم گفتم که کوک داداشمه و میدونم ولی تظاهر میکنم نمیدونم خلاصه که همه چیو بهش گفتم هعییی🤦🏻‍♀️


ویو جونگ کوک
بقیه مافیاها سخنرانی و ایناشونو کردن و حالا هم نوبت من بود پس به ا/ت گفتم

-ا/ت پاشو بریم کارت دارم
+ کارم داری؟
- اره بیا ( گرفتن دست ا/ت)
(راجب یه سری مسائل مافیایی حرف زد و بعد )
- خب امشب میخوام عشق زندگیم و دوست دخترمو به صورت رسمی معرفی کنم ا/تتت
( گرفتن دستش و اوردنش به جلو) ( الان همه داشتن دست میزدن و بعضی هاهم پچ پچ میکردن)

ویو ا/ت
وقتی اونو گفت کاملا تو شک بودم و باورم نمیشد واقعاا که یهو گفت

- از همین الان هشدار میدم حق ندارید نزدیکیش شید یا حتی نوک انگشتتون بهش بخوره وگرنه خونتون پایه خودتونه خب فکر کنم واضح گفتم

( الان رفتن سر میزی که نشسته بودن)



پایان🎀
خب چطور بود؟😎
لایک و کامنت فراموش نشه خوشگلا😊❤️
دیدگاه ها (۴)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

Forbidden love④کوک: منم چیزی یادم نمیاد منم مست بودما/ت: ازت...

تهیونگ :خب تو هم میتونی اینجا بمونی خونه ی بزرگی هست که ا/ت ...

Iove and the moonPart15وارد خونه که شدیم به سمت اتاق رفتم ...

تک‌پارتی | اعترافی که قرار نبود گفته شودویو ا/تامروز قرار بو...

.PRISON MAFIA.

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط