چیشده؟

چیشده؟
ات:اگر فقط میخواستی منو نبینی میگفتی بهم!نیاز نبود با خیانت بهم بفهمونی!اونقدر عقل دارم که نخوام پیش کسی باشم که منو نمیخوادم!
جونگ کوک:چی؟چرا داری اینا رو میگی ؟نمی فهمم من چیکار کردم مگه؟
ات عکسارو توی سینه جونگ کوک میزنه و با داد میگه:البتههه کاری نبوده که فقط یه بوسه بوده اون که کار محسوب نمیشه نههه؟
جونگ کوک با تعجب به عکسا نگاه می کنه و رو به ات میگه:باور کن..باور کن این این درست نیست من بهت توضیح میدم
ات: چی رو میخوای بهم توضیح بدی بوسه رو؟ چطور انجامش دادی که اینجا اشتباهه؟
و بلند میشه و میره کیکه روی میز رو برمی‌داره و محکم می کوبه به زمین:این جواب زحمتی بود که بخاطرت کشیدم؟این جواب اون همه عشق بود؟مگه برات چی کم گذاشتم ؟(داد) تقصیر منه که با وجود بی پولیم میام برات جشن می گیرم (داد)
فلش بک به زمانی که ات برای مین یوک زنگ میزنه
ات:من میخوام واسه جونگ کوک یه جشن بگیرم..میخواستم بدونم تم هایی که داری چطور هست و کلا چه مدلی هستش
مین یوک:واسه جونگ کوک میخوای جشن بگیری؟ات:آره
مین یوک:(توضیح دادن) و یکی هم هست که وایب مورد علاقه جونگ کوک هست عکسشو میفرسم برات گوشیو داشته باش
ات به اون عکس نگاه می کنه و زیر لب میگه:این همونیه که جونگ کوک چند وقت پیش نشونم میداد و خیلی دوسش داشت
مین یوک:چیزی گفتی؟


حمایت ۲۰ لایک
دیدگاه ها (۰)

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

چندپارتی جونگ کوک

شب شده بود و همه‌ی فامیل توی حیاط نشسته بودن.ات کنار جونگ‌کو...

حدود نیم ساعت گذشته بود.بارون هنوز شدید می‌بارید و هر چند دق...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

نصف فیلم گذشته بود.ات حالا تقریباً به صندلی جونگ‌کوک چسبیده ...

چهار پارتی✨ساعت پنج عصر بود و سالن تکواندو تقریباً پر شده بو...

پارت ۳۷

قسمت ۴ «ات» با آرامش لبخند کمرنگی زد و مستقیم به چشم‌های جون...

دیر فهمیدم دیر خواستمتپارت سیزهمساعت از دوازده شب گذشته بود،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط