این مـــنم !!!

این مـــنم !!!
دنیایی از خلسه ی سکوت !
دردهایی به استخوان رسیده !
نفس هایی در سینه حبس شده
و بُـغض هایی در گــلو خفــه مانده ...
سکوت اختیار کرده ام کِه سکوت ،
فریادِ بیصداست !
در من کسی پیوسته از خویش گریزان است ...
این مــنم ، گُمــشده در دیـارِ کـالبدِ بی رمقِ خویش !
در عمیق ترین سیاه چاله ی وجودم ،
دفن خواهم کرد
هرآنچه که مــرا از خویشتن جدا کرده !
باز خواهم گشت به این مــنِ واقعی
که سالهاست ، خویش را فــراموش کرده ...

#دلنوشته_های_من
#دلنوشته_تنهایی
#خسته
دیدگاه ها (۰)

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

تصادف با ماشین باجی.

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

🖤 پشتِ غرورِ سردت | 𝑷𝒂𝒓𝒕 16ظهر ـ عمارت مینهولونا روی مبل نشس...

نمیبخشمت p.23

حبس امین حبیبی

در این پهنه‌ی سرد و بی‌انتها، تنها «خودم» مانده‌ام و آیینه؛ ...

بر ما گذشتهرآنچه نباید می‌گذشت؛قرن‌هایی از سکوت،روزهایی از ت...

در جغرافیایِ شب، سکوت تنها یک «نبودنِ صدا» نیست؛ بلکه زبانی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط