حبس امین حبیبی

حبس امین حبیبی

این منم !!!
دنیایی از خلسه ی سکوت
دردهایی به استخوان رسیده
نفس هایی در سینه حبس شده
و بُغض هایی در گلو خفه مانده ...
سکوت اختیار کرده ام کِه سکوت ، فریادِ بیصداست !
در من کسی پیوسته از خویش گریزان است ...
این منم ، گُمشده در دیارِ کالبدِ بی رمقِ خویش !
در عمیق ترین سیاه چاله ی وجودم ، دفن خواهم کرد
هرآنچه که مرا از خویشتن جدا کرده !
باز خواهم گشت به این منِ واقعی
که سالهاست ، خویش را فراموش کرده ...

🎵 #حبس
🎤 #امین_حبیبی
دیدگاه ها (۵)

آدم‌هایی بودیم که با نقشه‌های بزرگ در سر و چشم‌های روشن از ف...

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

چند پارتی از جانگ کوکرمان: وصلتِ آتش و یخقسمت اول: خبرِ بمب‌...

پارت ۴۰ — «آخرین فرصت»صبح روز سوم، یورا دیگر شبیه چند روز قب...

تصادف با ماشین باجی.

#سرونوشت‌ـ‌اشتباهپارت ۲﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋﹋رومن رفتنِ او را تماشا ...

راز خون پارت هفتم

هم‌سلولی خطرناک(part1) دیوارهای سلول مثل پوستی بودند که سال‌...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_40فصل هفدهم | ک...

چند پارتیپارت ۴سه روز از آن شبِ وحشتناک گذشت. سکوتِ زیرزمین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط