سناریو باچیرا
احتمالا تک پارتی باشه شاید
اولین دیدار💖
ویو ا/ت: امروز با دوستام قرار داشتم تو راه رسیدن به کافه بودن که دیدیم که پسر با موهای مشکی و زرد یه جا نشسته سر زانوش خیلی بد زخم شده بود
یه نگاه به ساعتم کردم دیدیم هنوز وقت دارم
به نظر ناراحت میرسه
ا/ت:اقا حالتون خوبه؟
باچیرا: خوب.....اره خوبم ممنون
ا/ت:این تور به نظر نمیرسه
باچیرا:نیاز نیست نگرانم باشید
نویسنده:ا/ت از داخل کیفش چسب زخمی دراورد به زانوی باچیرا زد
ا/ت: اینطوری بهتره
باچیرا:او......ممنون
باچیرا:می.. می تونم اسمتون رو بپرسم
ا/ت:در ذهنش(به نظر حالش بهتر شده)
ا/ت: البته من. ا/ت هستم
باچیرا:خوشبختم(به با چیرا نمیاد انقدر ادبی حرف بزنه🤣)
ا/ت:منم همینطور
ا/ت:من دیرم شده باید برم فعلا
باچیرا دست ا/ت رو گرفت و چند ثانیه نگهش داشت
باچیرا:ام چیزه این شماره منه .... من معمولا اینجا میام
اگه دوست داشتی بهم سر بزن (لبخند)
ا/ت:هوم حتما فعلا
ا/ت: چرا انقدر قلبم تند میزنه اون فقط یه غریبست وایییییییی
ا/ت:شاید بهش پیام بدم
نمیدونم ولش کن باید برم
ادامه دارد
اولین دیدار💖
ویو ا/ت: امروز با دوستام قرار داشتم تو راه رسیدن به کافه بودن که دیدیم که پسر با موهای مشکی و زرد یه جا نشسته سر زانوش خیلی بد زخم شده بود
یه نگاه به ساعتم کردم دیدیم هنوز وقت دارم
به نظر ناراحت میرسه
ا/ت:اقا حالتون خوبه؟
باچیرا: خوب.....اره خوبم ممنون
ا/ت:این تور به نظر نمیرسه
باچیرا:نیاز نیست نگرانم باشید
نویسنده:ا/ت از داخل کیفش چسب زخمی دراورد به زانوی باچیرا زد
ا/ت: اینطوری بهتره
باچیرا:او......ممنون
باچیرا:می.. می تونم اسمتون رو بپرسم
ا/ت:در ذهنش(به نظر حالش بهتر شده)
ا/ت: البته من. ا/ت هستم
باچیرا:خوشبختم(به با چیرا نمیاد انقدر ادبی حرف بزنه🤣)
ا/ت:منم همینطور
ا/ت:من دیرم شده باید برم فعلا
باچیرا دست ا/ت رو گرفت و چند ثانیه نگهش داشت
باچیرا:ام چیزه این شماره منه .... من معمولا اینجا میام
اگه دوست داشتی بهم سر بزن (لبخند)
ا/ت:هوم حتما فعلا
ا/ت: چرا انقدر قلبم تند میزنه اون فقط یه غریبست وایییییییی
ا/ت:شاید بهش پیام بدم
نمیدونم ولش کن باید برم
ادامه دارد
- ۵.۲k
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط