فن فیک * زندگی دوباره

پارت 20


فویو : ساعت 23:00.... چیییییی یعنی من 11 ساعته دارم می دویم 😲

هانما : الان تو نگران اینی که چقدر داشتی می دویدی 😑

فویو : می خوای نگران چی باشم 😕

هانما : نگران این که ساعت 11 شب گم شدیم 😑

فویو : اون که حله زنگ می زنم به یه نفر بیاد دنبالم 😉

هانما : خیلی بیخیالی 😑

فویو : ممنون 😆

هانما : تعریف نبود 😐

فویو : میدونم 😃

فویو : * در حال زنگ زدن

هانما : داری به کی زنگ می زنی 😕

فویو : به چیفویو 😐

چیفویو : الو فویو حالت خوبه چرا هر چی زنگ می زنم جواب نمیدی 😦

باجی : * گرفتن گوشی از دست چیفویو

باجی : زود بگو کجایی میدونی از کی دنبالتیم 😡

فویو : هوشششششش بزار حرف بزنم .... به چیفویو بگو خوبم ... ووو ... با هانما گم شدم نمی دنم کجام 😐

باجی : آها ...... چیییییییییی با هانمایی 😲

مایکی : زود لوکیشن بفرست * جدی

فویو : باشه خداحافظ 😄

فویو : خسته شدممممم 😣

هانما : به ک....

فویو : هوشششش فوش نده معدبانه بگو به من چه 😡

هانما : حالا این معدبانه بود 😑

فویو : عههههه اونجا پارکههه😄

فویو : * رفتن به سوی پاک

هانما : مگه بچه ای * داد

فویو : بچه تو قونداغه منتظر قند داغه * داد


* ربع ساعت بعد


فویو : چرا اینا نیومدن 😣

هانما : ما 11 ساعت دویدیم تا به این جا برسیم بعد تو می خوای اینا تو ربع ساعت برسن 😑

فویو : من نمی دنم ... من می خوابم وقتی امدن بیدارم کن 😩

هانما : خو چرا رو پای من می خوای بخوابی 😡

فویو : 😪😪😪

هانما : واقعا خوابت برد 😐


* فلش بک به چند دقیقه قبل از این که فویو به چیفویو زنگ بزنه


* ویو چیفویو


الان 11 ساعته که فویو گم شده ما هم همه جا رو داریم دنبالش می گردیم 😟
حتی تومان و تنحیکو و بلک داگونز ( اسم کاملش رو تو کامت ها بگید ) موقط آتش بس کردن کردن دادن دونبال فویو می گردیم 😢

* زنگ خوردن تلفن چیفویو

*دیدن اسم فویو

چیفویو : الو فویو حالت خوبه چرا هر چی زنگ میزنم جواب نمی دی 😟

همه بعد این که اسم فویو رو اوردم بهم حجوم آوردن باجی سان گوشی رو ازم گرفت

باجی : زود بگو کجایی میدونی از کی داریم دنبالت میگردیم😡

فویو : .....

باجی : آها باش...... چیییییییییی با هانمایی 😲

جانممممم با هانما ست 😲

مایکی کون گوشی رو گرفت به خدا اون گوشی صاحب داره 😣

مایکی : زود لوکیشن بفرست *جدی

لوکیشن رو فرستاد

باجی : این جا که خیلی دورههههه 😲

ران : مگه کجاست 😕

ران : * دیدن لوکیشن

ران : این بچه چه جوری رفته اینجاااا 😲

ایزانا : زود سوار موتور ها تون شین میریم اونجا * جدی


* دوساعت بعد


بالاخره رسیدیم ولی فویو کجاست 😟

شین : همه بخش شین بگردید ببینید فویو کجاست * جدی

منو باجی سان . مایکی کون . دراکن کون رفتیم طرف یه پارک ..... که

چیفویو : صبر کن .... اون فویو نیست که رو پای هانما خوابه 😨

باجی : هاااااا 😡
دیدگاه ها (۲۰)

کمه بخونش ولی🥔 «عملیات سیب‌زمینیِ مایکی» 🥔یه روز مایکی ساعت ...

سناریو تک پارتی از باجی و مایکی : ویو باجی: صبح که بیدار شدم...

بنده انیمه دوستم هستم🌝

دختری که مایکی رو کنجکاو کرد پارت۴

ادامه سناریو

فرشته کوچولو ۳......پارت ۲

اوسی جدیدم در توکیو ریونجرزززززززز(آکاری را در سطل آشغال مشا...

سناریو توکیو ریونجرز

🖤 پارت ۲: اشتباه بزرگی کردی!ساعت ۱۰ شب ـ مخفیگاه تومانمایکی ...

داستان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط