نام رمان: قلب در تاریکی

Part: 10

+:خب .....راستش من....بایه مافیا ازدواج کردم .

×:جانمممممممم؟

+:میدونم سخت قبول کردن .ولی به زور پدرم

×:آهان؛ خب چطوره اخلاقش خوبه ؟

+:تهیونگه

×:ا/تتتتت ، میزنه میکشتت رتبه بالا تر از توئه !

+:خب که چی؟

×:قراره بعدا جداشید دیگه؟

+:نمیدونم ، ببین یه جوری باهام رفتار میکنه .

×:چجور رفتار میکنه!

+:میگه عزیزم ، قربونت برم ، عشقم ...از این چرت و پرتا

×:اوووووو

+:یوناااااااااا

×: باشه ...باشه خب خوبه که یه مافیا خشن با زنش خوب رفتار کنه !

+:آره ولی عجیب نیست ؟

×:چرا اینم راست میگی
خب میخوای چیکار کنی ؟

+خودمم نمیدونم

×:هااااا ! مثلا مافیایی

+:خب ..که چی؟

×:خب ..حالا اینارو ول کن . نشونم نمیدی 🙂

+: الانننن؟؟

×:آره دیگه !

×:باشه

گارسون :بفرمایید خانم

×.+: ممنون

''چند دقیقه دیگه ''

×:بریم ؟

+:چرا انقد عجله داری؟

×:عزیزم مافیایی مثل من دوست داره اونو ببینه حالا هم بلد شو بریم .

+:اوففف .بریم

ویو تهیونگ :
داشتم تو اتاق کارم پرونده هارو برسی میکردم که گوشیم زنگ خورد .

"زینگ ...زینگ "

__:الو؟

+:الو تهیونگ ؟

__:جونه دلم

+:دوستم میخواد بببنه تورو میای بریم بیرون؟

__:آره عزیز دلم امدم

+اوکی ، ما سر خیابونی

__:باشه نفسم امدم

"تمام"

×:چی گفت؟

+ : گفت میاد

×:اوهوم

"بوق ....بوق "

__:نفسم بشین

+:باشه ؛ یونا بشین

×:اوکی

+:سلام

__:سلام عزیزم

×:سلام آقای کیم

__:سلام بانو یونا


"پیام "

×:ا/ت ؟

+:هااا؟

×:چرا به من گفت بانو ؟

+:چمیدونم شاید ازت خوشش میاد 😄

×:آرهههه تورو دوست داره ♡

+: ازکجا فهمیدی ؟

×:از نفسم ، قربونت برم 😄

+:عادی همیشه میگه

×:واقعااا😐😐

+:آره

×:اووووو باشه الان شک میکنه

+:اوهوم

__:عزیزم کیه ؟

+:مهم نیست

__:مهمه که میپرسم

+: یکی از همکارام

__:جئون ؟

+:آره

__:مگه نگفتم باهاش حرف نزن ؟
"عصبانی"

+:من که قبول نکردم

__:ا/ت دیگه باهاش حرف نمیزنی فهمیدی ؟

+:خونه حرف نیزنیم باشه ؟

__: خب"سرد"

+:یونا ؟

×:جونم؟

+:این رستوران خوبه ؟

×:آره

+:تهیونگ همینجا پارک کن

__:شما برید من پارک کنم میام

+:باشه

"پیاده شدن رفتن تو رستوران نشستن "

×:ا/ت ؟

+:جونم ؟

×:چرا گفتی جئونه ؟

+:خب.......


ادامه دارد .......

شرط پارت بعد :۴ لایک ❤ ۱ کامنت 🤍
دیدگاه ها (۳)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

Iove and the moonPart35همین طور همراه با رومی درحال قدم زدن ...

سناریو کازتورا پارت اخر

Iove and the moonPart411 ماه بعد یونا: رومی امده شدی بیا که ...

P26عروس فراری ..ا/ت صبح که بلند شد دید ریندو نیست و حتما پای...

سناریو هانما پارت اخر

سناریو بونتن پارت۸

Forbidden love①(عشق ممنوعه) تق تق تقا/ت: کیهچانی: چطوری کوچو...

سناریو ناگی پارت ۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط