{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆
Part 4

صبح روز بعد جین زودتر از همیشه به اداره رسید

پرونده اِما هنوز روی میز بود و چندین بار گزارش های پزشکی رو مرور کرده بود

همکارش وارد اتاق شد

همکار: رییس کیم یه چیزایی درباره پارک مینجه پیدا کردیم

جین: چی پیدا کردید

همکار: اون و اِما قبلا با هم رابطه داشتن و تقریبا دو ماهه که از هم جدا شدن

جین نگاهش رو از روی پرونده برداشت

جین: دلیل جدایی چی بوده

همکار: هنوز دقیق نمیدونیم ولی چند نفر از دوستای اِما گفتن بعد از جدایی چند بار سراغش رفته

جین چند لحظه ساکت موند

جین: آدرسش رو پیدا کردید

همکار: بله

برگه رو روی میز گذاشت

جین برگه رو برداشت و بلند شد

جین: بریم

چند دقیقه بعد جلوی ساختمونی ایستاده بودن که مینجه اونجا زندگی میکرد

جین چند بار زنگ زد ولی کسی در رو باز نکرد

همکارش با تعجب نگاهش کرد

همکار: فکر میکنی خونه نیست

جین: نمیدونم

همون لحظه صدای باز شدن در آسانسور اومد

مردی از آسانسور بیرون اومد

وقتی چشمش به جین و همکارش افتاد برای چند ثانیه ایستاد

جین کارت پلیسیش رو نشون داد

جین: پارک مینجه

مرد چیزی نگفت

جین: باید چندتا سوال ازتون بپرسیم

مینجه نگاه کوتاهی به کارت انداخت

مینجه: درباره چی

جین: درباره جئون اِما

چهره مینجه برای لحظه ای تغییر کرد

اما خیلی زود خودش رو جمع کرد

مینجه: من دیگه کاری باهاش ندارم

جین با دقت نگاهش کرد

جین: اینو خود اِما به شما گفته

مینجه جوابی نداد

جین قدمی جلو رفت

جین: پس بهتره بریم داخل و درباره اش صحبت کنیم

مینجه چند ثانیه بهش خیره موند

بعد در آپارتمان رو باز کرد

اما قبل از اینکه جین وارد بشه یه چیز توجهش رو جلب کرد

روی دست مینجه چند خط و خراش تازه دیده میشد

جین چیزی نگفت

فقط نگاهش کرد

چون احساس میکرد این مرد خیلی بیشتر از چیزی که میگه میدونه


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۴)

فالوشه ✨ @mammy_kalira

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 5مینجه کنار رفت و اجازه داد جین و همک...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 2صبح روز بعدجین پشت میز کارش نشسته بو...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 1ساعت از دوازده شب گذشته بود که صدای ...

پارت⁴⁸ویو یونگیراهرو طولانی‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردیم.ه...

🖤 پارت ۲۴ | «ردپا»کوک پرونده را بست.— «هیچ‌کس از این اتاق خا...

نام: قرارداد نفرتPart:76جین‌وو چند کارت شناسایی روی میز گذاش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p75نینا سریع سرش رو تکون داد.«امیدوارم ه...

پارت ۴ #پشت غرورت روز بعد، اِما طبق معمول زودتر به مدرسه رسی...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ²⁷ویو میکا_____میکا: «چی...

Lost code(part2)خبر این پرونده خیلی زود بین اداره‌های پلیس پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط