My Doctor
My Doctor
Part 15
لیا: ا/ت اوضاع خیطه😂
یونجین: دقیقا 😂
کوک: چیییشده مهههگه؟ ( کلا مستی حرف میزنه)
ا/ت: هیچی هیچی داد نزن😂
کوک: بچم کوکک
ا/ت:چی؟
کوک: چی؟
ا/ت:😳
لیا: اوضاع بده
ا/ت: هوپی با بچم چیکار کردیی؟
هوپی:😂
کوک: من بچت نیستممم مننن ددییی تمم
ا/ت: ای واا خاک به سرمم داد نزنن
کوک: منن که داد نمیزنم بیبی گرلل ( تا میخواستم یک شات دیگه هم بخورم ا/ت جلومو گرفت)
ا/ت: بسه تع
کوک: تو بخور
ا/ت: من نمیتونم من به بچه شیر میدم
کوک: کدوم بچه؟.. مگه ما بچه داریم؟
یونجین: کلا از دست رفت😂
جین: ا/ت کمک میخوای؟😂
میرا: ما میخوایم بریم دیگه بیا برسونیمتون
ا/ت: آخه باید جونگ وو رو هم از خونه مامان و بابای کوک برداریم
جین: عیب نداره بابا بیاید بریم
* خونه*
ا/ت: مرسی که کوک رو تا تخت آوردی😂 فردا اگه خدا بخواد خوب میشع
جین: خواهش میکنم..شب بخیر
ا/ت: شب تو هم بخیر
* صبح*
ا/ت: صبح بخیر آقای جئون
کوک: چیع؟.. چیشدع؟.. من کجام؟ ( خواب آلود )
ا/ت:دیشب آقا مست کرده بودن؟
کوک: تو رانندگی کردی؟
ا/ت: خیر..جین مارو آورد.. رفتیم جونگ وو رو هم آوردیم
کوک: واووو
ا/ت: شمام یک قولی داده بودی!؟
کوک: شتتت ( اینکه کم آبجو و مشروبات بخوره و مست نکنم..کلا مست نکنم) قهر نکن دیگه😢
ا/ت: من خوشم..
کوک: میدونم میدونم..قول میدم آخرین دفعه ام باشه..حتی امروز که بیمارستان نداریم کارای جونگ وو رو من میکنم..تا شیفتم
ا/ت: یک دقیقه صبر کن😳..منم شیفتم
کوک: چی؟... فاکک
ا/ت: ولی شوگا و آنیا: نیستن میتونیم جونگ وو رو پیش اونا بزاریم
کوک: حله..تا شب من کارای مربوطه اش رو انجام میدم
ا/ت:...
کوک: لطفااا🥺
ا/ت: باشع باشع گولم نزن با قیافت
کوک:😁
Part 15
لیا: ا/ت اوضاع خیطه😂
یونجین: دقیقا 😂
کوک: چیییشده مهههگه؟ ( کلا مستی حرف میزنه)
ا/ت: هیچی هیچی داد نزن😂
کوک: بچم کوکک
ا/ت:چی؟
کوک: چی؟
ا/ت:😳
لیا: اوضاع بده
ا/ت: هوپی با بچم چیکار کردیی؟
هوپی:😂
کوک: من بچت نیستممم مننن ددییی تمم
ا/ت: ای واا خاک به سرمم داد نزنن
کوک: منن که داد نمیزنم بیبی گرلل ( تا میخواستم یک شات دیگه هم بخورم ا/ت جلومو گرفت)
ا/ت: بسه تع
کوک: تو بخور
ا/ت: من نمیتونم من به بچه شیر میدم
کوک: کدوم بچه؟.. مگه ما بچه داریم؟
یونجین: کلا از دست رفت😂
جین: ا/ت کمک میخوای؟😂
میرا: ما میخوایم بریم دیگه بیا برسونیمتون
ا/ت: آخه باید جونگ وو رو هم از خونه مامان و بابای کوک برداریم
جین: عیب نداره بابا بیاید بریم
* خونه*
ا/ت: مرسی که کوک رو تا تخت آوردی😂 فردا اگه خدا بخواد خوب میشع
جین: خواهش میکنم..شب بخیر
ا/ت: شب تو هم بخیر
* صبح*
ا/ت: صبح بخیر آقای جئون
کوک: چیع؟.. چیشدع؟.. من کجام؟ ( خواب آلود )
ا/ت:دیشب آقا مست کرده بودن؟
کوک: تو رانندگی کردی؟
ا/ت: خیر..جین مارو آورد.. رفتیم جونگ وو رو هم آوردیم
کوک: واووو
ا/ت: شمام یک قولی داده بودی!؟
کوک: شتتت ( اینکه کم آبجو و مشروبات بخوره و مست نکنم..کلا مست نکنم) قهر نکن دیگه😢
ا/ت: من خوشم..
کوک: میدونم میدونم..قول میدم آخرین دفعه ام باشه..حتی امروز که بیمارستان نداریم کارای جونگ وو رو من میکنم..تا شیفتم
ا/ت: یک دقیقه صبر کن😳..منم شیفتم
کوک: چی؟... فاکک
ا/ت: ولی شوگا و آنیا: نیستن میتونیم جونگ وو رو پیش اونا بزاریم
کوک: حله..تا شب من کارای مربوطه اش رو انجام میدم
ا/ت:...
کوک: لطفااا🥺
ا/ت: باشع باشع گولم نزن با قیافت
کوک:😁
- ۸۱.۱k
- ۰۱ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط