{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یا رب

یا رب

یک/ سیدالجلیل, مسلم بن عقیل.ع.

من مث نامه ی سربسته شدم
مثل یک دل،دل بشکسته شدم
در زدم تو خونشون رام ندادن
انقده قدم زدم خسته شدم

بالای بام میزنم صدات حسین
کاش باشم منم تو کربلات حسین
دوتا قربونی اوردم با خودم
بچه هام فدای بچه هات حسین

عوض حنجرتو من چی بدم
نذر انگشترتو من چی بدم
اگه بچه ها تو بازار بیارن
جواب مادر تو من چی بدم

کوفه لحظه لحظه تغییر میکنه
مهمون و از زندگیش سیر میکنه
خیلی از موهام سفیدشداین روزا
نگرونی آدم و پیرمیکنه

بعد از این دیگه منو سفیرنکن
دخترات و توی کوفه پیر نکن
حالا که میخوای بیای،بیا ولی
زن و بچه ت و دیگه اسیر نکن

واسه تو شب تا سحر در میزنم
وا نکردن در دیگر میزنم
دارم از دل نگرونی میمیرم
خودم و این در و اون در میزنم

نیا گفتنم برا دخترته
گریه هام برای انگشترته
باسر شکسته سربسته میگم
اونکه داری میاریش خواهرته

چه جوری به فکر جونت نباشم
یا که گریون جوونت نباشم
همه آماده کشتن تواند
چه جوری دلنگرونت نباشم

کوفه با حرمله بیعت میکنه
برا کشتن تو نیت میکنه
کوچه هاش تنگه و این کوچه تنگ
خیلی زینب و اذیت میکنه
دیدگاه ها (۱)

رمان تو خود منی

Iove and the moonPart30ویو فردا صبح کوک: سلام یونا: سلام چه ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁹ویو: اتبا صدای گوشیه جونگ‌کوک از...

Love you پارت اولعلامت ها -سوجین +سوا @ اجوما &کوک #تهیونگ-ا...

پزشکیان در گفت‌وگو با شبکه الجزیره: از توافق عربستان، ترکیه ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط