#اخرین_پیچ

#اخرین_پیچ
#پارت_6

از زبان ات

چقدر آدمای جئون جونگ کوک مهربونن..... انگار واقعا ارباب خوبی براشون هست! هیچکس به زور اینجا نیومده و ناراحت نیست ... همه چهره های شادانی داشتن ، خوشحالم که دارم توی خونه ای زندگی میکنم که هیچ دعوایی توش سر نمی‌ده .... اینجا واقعا حس آرامش داره .

( ات درو باز می‌کنه و وارد بالکن اتاقش میشه و به منظره ی جلوش که یک باغ پر از گل و درخت هست خیره میشه و نفس میگیره)

( صدای در زدن میاد)

+ بیا داخل

- همه چیز خوبه؟ ( کوک وارد میشه)

( ات از بالکن به داخل اتاق میاد)

+ اره همه چیز خوبه ممنون فقط

- ؟!

+ کجا میتونم دوش بگیرم؟!

- سرویس خوابت داره همه امکانات رو اینجاس( درو باز می‌کنه)

+ عاو مرسی بهش دقت نکرده بودم چون درش هم رنگ دیوارهاس( می‌خنده)

( ات نگاهی به داخل میندازه و متوجه میشه که دوش هوشمنده و نمیدونست که با این مدلش چطوری کار کرد)

+ دوش هوشنمده میشه بگی چطوری باید کار کرد باهاش؟

- اره حتما ( کوک وارد میشه و همه چیز رو توضیح میده)

- و در آخر این دکمه ای هست که دوش رو باز می‌کنه

ات خیلی انی اون دکمه رو فشار میده که دوش آب باز میشه و هرتاشون خیس میشن

( کوک فورا خاموشش می‌کنه)

+ وای عذرخواهی میکنم حواسم نبود

- مشکلی نیست ....( نگاهی به ات میندازه و بعد می‌ره بیرون)

از زبان ات

واییییی نههههه خیلی بد شد ..... لباسم سفید بود دوش آب رو باز کردم ریخت رو لباسم و لباس زیرم دیده شد ..... این افتضاحه واییییی نهههههه

خدمتکار: خانوم براتون لباس آوردم

+ عا ممنون بزارش همونجا بعد از دوش گرفتن برمی‌دارم

( ات همونجا لباس هاشو در میاره و دوش میگیره)

ات در حالی که دوش می‌گرفت به لحظه ای که دوش آب روی سرشون باز شد فکر می‌کرد ..... به این فکر می‌کرد که کوک با موهای خیس واقعا جذاب و سک.سی میشه .......

+ اخیش راحت شدم( دوش گرفتنش تموم میشه و بیرون میاد)

( نگاهی به لباس هایی که خدمتکار براش آورده می‌کنه)

+ باز هم لباس های جئون جونگ کوک؟! ( اونارو میپوشه)

خدمتکار: خانوم شام آمادس بفرمایید پایین

+باشه الان میام( لبخند)

( ات به سمت میز شام می‌ره و میبینه که کوک منتظر نشسته)

+ عاو ببخشید نمیدونستم منتظر من هستی .....(خجالت)

- اشکالی نداره بشین و شامتو میل کن . ( یک لبخند کوتاه)

ویوی کوک

ات وارد پذیرایی شد هه توی لباسام گم شده بود و سر میز شام نشست ، انگاری که موهاشو خشک نکرده بود چون کاملا خیس بود و ازشون آب می‌چکید که باعث شده‌ بود لباسش خیس بشه ...... اون خیلی آروم و بادقت غذا می‌خورد! ی جورایی که واقعا روی غذاش تمرکز می‌کرد و تمام طعم هارو میچشید .... واقعا با اشتهاس و خیلی هاته ..... یک دختر قد بلند و هات که درمورد تمام ماشین ها می‌دونه! اما جایی جالب میشه که بخواد از مسابقات چیزای دیگه هم بهم بگه! تو واقعا جالبی و فوق العاده ای برای من پارک ات!

( لحظه ای خنده روی لب های جونگ کوک میشینه، همش فکر هاش در مورد ا. ت بود اون دختر تنها کسی بود که رو کوک و افکارش تاثیر گذاشته بود. کوک می خواست با دزدیدن عروس انتقامشو از کیم بگیره. ولی پِلنش درست پیش نرفت. و به طور کامل تغییر کرد.......

لایک و نظرتون درباره فیک = انرژی من بیشتر میشه ⚡
همانا خداوند و نویسنده کامنت گزاران را دوست می دارند.
دیدگاه ها (۲)

صبح روز بعد، ات با قیافه‌ای کاملاً خواب‌آلود وارد سالن شد.از...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

چندپارتی جونگ کوک

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

چند پارتی✨شب بود و بارون شدیدی می‌بارید.ات و جونگ‌کوک روی مب...

سه پارتی✨شب بود و سالن سینما تقریباً شلوغ بود.ات و جونگ‌کوک ...

ادامه ی پارت ۱۹۵

قسمت ۶ روزهای اول زندگی مشترک، بیشتر شبیه میدان جنگ بود. جون...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵⁵ویو: اتتلفن خونه زنگ خورد.خدمتکا...

چند پارتی جونگ کوک نشستیم سر میز شام که پسر عموی کوک نشست رو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط