{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هعی...

هعی...
خسته شدم از همه واقعا نمیفهمم چرا دارم این شرایطو تحمل میکنم

چن روز پیش با یکی از دوستام دعوام شد که خیلی دوسش دارم، بعد دوباره با هم اشتی کردیم ولی دیروز حالم خوب نبود بش گفتم بم دست نزن بعد چس کرد حالا اونش مهم نی با هم دوباره اشتی کردیم ولی خب صب اومدم بغلش کنم دستمو زدو به زور م بغلش کردم انگار داش میمرد. بعد ت مدرسه اصن محلم نزاشت و همش چسبیده بود ب یکی از دوستامونو همش ت بغل هم بودنو منم خیلی نیاز داشتم یکی بغلم کنه مخصوصا اون.....
من بخاطر ی موضوعاتی نفس تنگیو قلب درد دارمو اکثرن ت مدرسه حالم بد میشع وقتی داش حالم بد نیشد ب چپشم نبود
الان خیلی تنهامو بعضی از دوستامون از صب بم محل نزاشتنو خیلیم دلم میخواد با یکی بچتمو هیشکی نی:)
دیدگاه ها (۲۸)

آواز عشق ♣️part4♣️ا/ت ویو یونگی منو راهنمایی کرد به داخل ی...

رمان پارت۲بک جین هنوزم باور نداشت که باکو بازم باهاش دوست شد...

~~~~~(عشق ممنوعه)~~~~~~ Part...

پارت نوزدهم ( آخر) یک ماه بعدات. ای دلم تیر می‌کشه کوک. میخو...

Do I love him, or do I hate him?P²⁶**ویو کوک**توی کلاس نشسته...

انتقام یا عشق

دیدار باتو (پارت ۵)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط