{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همسرش میگفت:

همسرش میگفت:
صورت جذابی داشت
عاشق صورتش بودم تو سوریه که بود زنگ میزدم میگفتم علیرضا صورتت مال منه مراقب امانتی من باش
پیکرشو که دیدم گفتم اینطوری مراقب امانتیم بودی؟💔

#شهیدعلیرضانوری
#سالروزشهادت
دیدگاه ها (۲)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 183♡⁠。⁠)⁩اخم کر...

Part ³²ویو لیلی جواب دادم عجب اونوقت پسرا چی کار میکنن ؟!_ ی...

★دوست بچگی...p¹در حال کار کردن روی پروژه بودم که موبایلم زنگ...

part ۷

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

پسر بد (65)

part:11&: ا/ت، نمی‌خوای بلند بشی؟ همه دارن نگامون می‌کنن. «خ...

شب تولدم فصل 3پارت 8جونگ کوک: نچ ات: عا باز شروع شد کلی: خود...

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۸

{ازدواج پر حاشیه من}☆پارت ۸☆از زبان ا/تبعد از مراسم رفتیم عم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط