نـه چشمـ ِ خوابـۍ...

نـه چشمـ ِ خوابـۍ...
نه دل ِ آرامـۍ
و خیالۍ ڪ مۍڪشاند مرا...
به دور ِ دور از دستـرس نگاه...
مۍنشانَدَمـ بر گریه ۍ بغضۍ سنگۍ ؛
سڪوت مۍبارمـ وُ
- خیـس ِ غمــۍ می‌شومـ...
ڪ از آن ِ من نیست....
غریبه نیستۍ کولـۍ...
مدتهاست ڪ این‌گونــه ؛
مهمان ِ هفت واحـده‌ۍ عشق‌امـ.....

#چقــدر_اداۍ_زنده_ها_رو_در_میــارمـ...✔!!

#چقــدر_خستــه_امـ... 💔

#دلنوشته_Sadaf ...✏
دیدگاه ها (۰)

«فصل۲ The magic of lov »part ۱۷۶نگاهمو تند و ناخودآگاه به ل...

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جی...

part : 49chapter : 2روی صندلی نشستم+ هی کورال^^ عه چند بار ب...

تک‌پارتی‌ ‌جیهوپ«وقتی‌دعواتون‌میشه‌و...»صدای موسیقی ملایم سا...

نمیبخشمت p.22

پرنسس ناخواسته

پارت: 27 (بخش4) **زاویه دید: زین**بارون پاییزی شروع شده بود؛...

تو رفته ای و اما همه چیز خوب است!من تنها نیستم!زیر چشمهایم گ...

بس که سنگین است بار گریه‌ ها بر دوش چشمجان فریادی ندارد مردم...

وحشیانه چنگ میزنمـ به باور این ڪ نارس مۍروۍ...مۍدانۍ چرا؟ وا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط