Fate is predetermined

part: 64


لکسی: خب الیزا بیا

الیزا با قدم های اروم به سمت جلو رفت

لکسی: عالیه......خب اخرین عکسه برو لباسشو عوض کن این یکی رو بپوش برگرد

الیزا لبخندی زد و با سر تایید کرد


الیزا خیلی مدل خوبی بود و کاملا توی کارش حرفه ای بود
بخاطر اندام رو فرمش هم بیشتر لباس ها براش مناسب بودن

لکسی: خب دوستان وقت استراحته


لکسی و الیزا و عکس بردار پشت مانیتور نشستن و مشغول چک کردن عکس ها بودن

لکسی: گفتی توی کدوم شرکت مشغول بودی قبلا؟
+:شرکت پیتر بارونس
لکسی: اها شرکت خیلی خوبیه
+:اره
لکسی: واقعا مدل عالی هستی
+:ممنون
لکسی: اوضاع با جونگکوک چطوره؟
+:میگزرونیم دیگه
لکسی خنده ای کرد" معلومه راحت نمیگزره"
+:یجورایی
لکسی: جونگکوک ادم مهربونیه ولی خیلی قیافه میگیره
الیزا خندید " مدیر پولدار سرد مغرور"
لکسی: اوو نگو که بهش اینو گفتی
+:دقیقن همینو گفتم
لکسی: مغرور رو قبول دارم واقعا ولی مهربونم هست، چند وقت پیش یکی از کارمندای شرکت داشت اخراج میشد  چون کلا داشتیم کارمندای شرکت رو کم میکردیم، بعد این طرف خیلی اوضاعش بد بود همسرش موقع زایمانش بود خیلی پول لازم بود ولی داشت اخراج میشد

+:خب؟

لکسی: جونگکوک نزاشت اخراج شه بعد برای ۵ ماه اینده ام حقوقش رو افزایش داد
+:چی بگم والا هر ادمی برای هر ادمی یجوریه
لکسی: اره...گیر نمیدم بهتا همینطوری یادم افتاد گفتم
+:اره میدونم عزیزم
دیدگاه ها (۸)

پارت‌ ۸(ویو‌ تهکوک)«حواست کجاش خرگوش کوچولو...نزدیک بود بخور...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 29همه‌جا تاری...

୨୧ ─────────────── ୨୧𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟕 🎀🍓𓂃 ࣪˖ ִֶָ «این دیگه زیادی شبیه...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 6وقتی دوست پسرت رئیس شرکتی که تو توش کار میکنی هست....

My_idol

𝐎𝐧𝐞 𝐌𝐨𝐧𝐭𝐡 𝐖𝐢𝐭𝐡 𝐓𝐚𝐞𝐡𝐲𝐮𝐧𝐠 | یک ماه با تهیونگ𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏_ چی؟! یک ...

شاگرد لوس من

پارت هدیه🎁part 45شوگا گفت بیا به هم برگردیملارا بدون معطلی گ...

رمان دختر خاصبعد از چند ساعت فیلم دیدن و خوردن و خندیدن، هوا...

𝒕𝒂𝒚 𝒊𝒏 𝒎𝒚 𝒂𝒓𝒎𝒔                                𝑷𝒂𝒓𝒕: 4       ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط