-اینا رو میبینی!؟

-اینا رو میبینی!؟
+کدومارو؟!
-همین ترافیک دیگه
+آها...خب!؟
-دلش مثه همین ترافیک بود...شلوغ و پر سر و صدا...این عابرا رو میبینی!؟ تو دلش هر کسی میومد و میرفت، مثه همین عابرا
+تو این وسط چیکاره بودی!؟
-من...من همین ماشینی ام که منتظره چراغ سبز بشه تا حرکت کنه ولی هر چی منتظر میمونه همون قرمز مونده #fazi
دیدگاه ها (۲۳)

part five ::🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐🪻🛐که یهو مایکی از پشت ا.ت رو...

(وقتی روت حساس بود و...)

داستان از سال ۱۳۱۰ توی جنوب شروع میشه؛ جایی که شوشتر(طبق گفت...

رمان بهترین من،پارت۲☆چویا سرشو رو زمین میزاره*گوشی چویا زنگ ...

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

وانشات سینا ساعی وقتی

قسمت سوم: جلسه‌ی اضطراری برای خوشحال کردن توعصر، وقتی بالاخر...

𝐓𝐡𝐞 𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐒𝐞𝐚𝐭 | صندلی آخر𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هر روز صبح، وقتی سوار اتوبوس...

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

دیدار باتو (پارت ۲)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط