عشق حسود من
عشق حسود من
³
( ویو : نامجون )
نامجون : دختره خوبه بدن خوبی هم داره فعلا بزار یه برده بمونه بعدا که سرش گرم شد همه چی یو بهش یاد میدیم
& : بله قربان
..................................................................
( ویو : ا.ت )
داشتم گریه میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد هانا بود
هانا : الو سلام ا.ت
ا.ت : هق سلام هق
هانا : چی شده چرا گریه میکنی؟
ا.ت : تصادف کردیم و مادر پدرم........هق
هانا : چی؟ همین الان میام اونجا کجایی؟
ا.ت : لازم نیست که بیای من حالم خوبه الانم باید برم بعدا با هم حرف میزنیم
هانا : ولی...
ا.ت : خدافظ
هانا : خدافظ
نامجون : خب باید بریم
ا.ت : چرا باید باهات بیام؟ تو کی هستی؟
نامجون : من همونیم که پدرت میخاست بیارتت پیشم
ا.ت : آها پس تو همون عوضی هستی که پدرم رو تحدید کرده بود
نامجون : تقریبا آره
³
( ویو : نامجون )
نامجون : دختره خوبه بدن خوبی هم داره فعلا بزار یه برده بمونه بعدا که سرش گرم شد همه چی یو بهش یاد میدیم
& : بله قربان
..................................................................
( ویو : ا.ت )
داشتم گریه میکردم که یهو گوشیم زنگ خورد هانا بود
هانا : الو سلام ا.ت
ا.ت : هق سلام هق
هانا : چی شده چرا گریه میکنی؟
ا.ت : تصادف کردیم و مادر پدرم........هق
هانا : چی؟ همین الان میام اونجا کجایی؟
ا.ت : لازم نیست که بیای من حالم خوبه الانم باید برم بعدا با هم حرف میزنیم
هانا : ولی...
ا.ت : خدافظ
هانا : خدافظ
نامجون : خب باید بریم
ا.ت : چرا باید باهات بیام؟ تو کی هستی؟
نامجون : من همونیم که پدرت میخاست بیارتت پیشم
ا.ت : آها پس تو همون عوضی هستی که پدرم رو تحدید کرده بود
نامجون : تقریبا آره
- ۳.۴k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط