رقص با مرگ p20
چانگبین به سمت جینا رفت و بوسیدش .
خب حالا که دوتا کاپل داریم تو فیک کاپل سومم بسازیم؟ بریمم پیش یونا و لینو . هان و می سون که یجا داشتن لاو میترکوندن یونا هم داشت فیلم میدید و لینو هم داشت دنبال چانگبین میگشت از پله ها پایین اومد و یونا رو دید که دورش رسما جنگل امازون بود
&هیونگ و ندیدی؟
#با جینا رفتن بیرون
&اها...چیکار داری میکنی ؟
#..احیانا کوری ؟ دارم فیلم میینم
&حالا چی میبینی؟
#منشی کیم چشه
&اها
#میخوای باهم ببینیم؟
&بدم نمیاد
#نه پ میخوای بیاد فیلم به این خوبی
یکم بعد جا صحنه دار رسید یونا بیخیال داشت میدید و عر میزد و لینو اینجوری بود که
&بسم الله عوزوبلله من نماز میخونم استغفرالله برین فیلماتونو با اسید بشورین
#تو؟ هه زکی تو خو از اینا بدتری اینا بازیگرن هیچ کاریم نمیکنن اگه میکردن نشون میداد ولی تو از اینا بیشتر استغفورالله داری بدبخت هان که باسنش از دست تو ارامش نداره پس فردا که بچه شون به دنیا اومد بازم میخوای جلو بچه اینجوری کنی؟ یکم بزرگ شو
&......
#چرا حرف نمیزنی؟ کم اوردی؟
یونا که سرش رو به سمت لینو چرخوند همون لحظه لینو یونا رو به سمت خودش کشوند و فاصله ی بینشون رو کمتر کرد
#..ه..هی چیکار میکنی؟
&از این فیلما گزاشتی باید تاوانشم پس بدی
#اها اونوقت تاوانش چیه؟
&خودت خوب میدونی تاوانش چیه بیب
#هه که اینطور ولی بزار یچیزی بگم بت داداش..
در گوش لینو میگه
#چاییدی داداش
*؟
#هه از همون اول نگیری
&..وایسا ببینم پ ؟
#اخی نینی کوچولو گریهش گرفته
&اینو که گفتی یه چیزی به ذهنم رسید...
#چی؟
&منم کار هان رو انجام میدم....
#منظور؟
&همونطور که اون کاری کرد که می سون ده ماه پ نشه منم هفته ی دیگه همین کار و میکنم
#هه اها باشه بشین تا داداشم بزاره
&من برام مهم نیست داداشت میزاره یا نه
...................
خب حالا که دوتا کاپل داریم تو فیک کاپل سومم بسازیم؟ بریمم پیش یونا و لینو . هان و می سون که یجا داشتن لاو میترکوندن یونا هم داشت فیلم میدید و لینو هم داشت دنبال چانگبین میگشت از پله ها پایین اومد و یونا رو دید که دورش رسما جنگل امازون بود
&هیونگ و ندیدی؟
#با جینا رفتن بیرون
&اها...چیکار داری میکنی ؟
#..احیانا کوری ؟ دارم فیلم میینم
&حالا چی میبینی؟
#منشی کیم چشه
&اها
#میخوای باهم ببینیم؟
&بدم نمیاد
#نه پ میخوای بیاد فیلم به این خوبی
یکم بعد جا صحنه دار رسید یونا بیخیال داشت میدید و عر میزد و لینو اینجوری بود که
&بسم الله عوزوبلله من نماز میخونم استغفرالله برین فیلماتونو با اسید بشورین
#تو؟ هه زکی تو خو از اینا بدتری اینا بازیگرن هیچ کاریم نمیکنن اگه میکردن نشون میداد ولی تو از اینا بیشتر استغفورالله داری بدبخت هان که باسنش از دست تو ارامش نداره پس فردا که بچه شون به دنیا اومد بازم میخوای جلو بچه اینجوری کنی؟ یکم بزرگ شو
&......
#چرا حرف نمیزنی؟ کم اوردی؟
یونا که سرش رو به سمت لینو چرخوند همون لحظه لینو یونا رو به سمت خودش کشوند و فاصله ی بینشون رو کمتر کرد
#..ه..هی چیکار میکنی؟
&از این فیلما گزاشتی باید تاوانشم پس بدی
#اها اونوقت تاوانش چیه؟
&خودت خوب میدونی تاوانش چیه بیب
#هه که اینطور ولی بزار یچیزی بگم بت داداش..
در گوش لینو میگه
#چاییدی داداش
*؟
#هه از همون اول نگیری
&..وایسا ببینم پ ؟
#اخی نینی کوچولو گریهش گرفته
&اینو که گفتی یه چیزی به ذهنم رسید...
#چی؟
&منم کار هان رو انجام میدم....
#منظور؟
&همونطور که اون کاری کرد که می سون ده ماه پ نشه منم هفته ی دیگه همین کار و میکنم
#هه اها باشه بشین تا داداشم بزاره
&من برام مهم نیست داداشت میزاره یا نه
...................
- ۴.۶k
- ۰۴ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط