#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨
#پارت_8

یه پیام اشتباهی فرستادم

حالا بگیر هفت جدمو بیار جلو چشام..

- حواسم هست استاد گفتم که اشتباه شده اکانتم شلوغ بود نفهمیدم چطور واسه شما فرستادم چرا انقد کشش میدید؟

انگار بهش برخورد

دستش روی میز مشت شد

- مگه با چند نفر در ارتباطی؟

بی خبر از همه جا گفتم
- با هزارو یک نفر

دست مشت شدشو جلوی دهنش گرفت و متفکر و عمیق بهم خیره شد

آقا من شلوارم از ترس خیس شد این کارا چیه؟
یه جوری تیز و بُرنده نگام میکرد انگار لخ.. تم.

نیشخند عصبی‌ای گوشه‌ی لبش نشست

- اون پیام پیامی بود که میخواستی واسه هزارویک نفر بفرستی؟

چشمام گرد شد

اصلا میخوام واسه دوست پســ . ــرم بفرستم
این چرا انقد یقه جر میده؟

به جان خودم یه مرگیش هست.
دیگه داشت زیاده روی میکرد.

حرفش خیلی بهم برخورد
ولی از ترس درسی که باهاش داشتم ترجیح دادم وحشی نشم براش

کوتاه و پر غیض جواب دادم

- سوال شخصی بود

یه تای ابروش بالا رفت.

یه قدم ازم دور شد و سایش از بالا سرم کنار رفت...

- باشه!

نفهمیدم منظورش چیه.

با خونسردی ماژیکو برداشت

میخواست واسه درو صندلی تدریس کنه؟

کتشو با یه حرکت دختر کش پرت کرد روی صندلی

آستیناشو زد بالا و خدا بده برکت،
تخته رو پر سوال کرد
🫧🦋
دیدگاه ها (۰)

چند پارتی

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹⁰⁴همه‌چیز بیش از حد آروم بود..آروم‌تر ...

رمان رویای او وقسم به تمام مقدساتم که تو رویای منی پارت:9*رز...

دیو و دلبر پارت ۳ #به زبان نویسندهدخترک روی تخت بود روی تخت ...

پارت: 17 (بخش1) **زاویه دید: زین**فضای اتاقِ کارِ پدرم همیشه...

برده عمارت جئون

کسخلان گروگان

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 14 چند لحظه دیگه نگاهم ک...

وقتی اون تورو به سرپرستی میگیره و p25ویو هیونجین اه ات چرا ن...

چند پارتی (درخواستی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط