vorld love پارت( آخر )

ویو کوک:
حرکت کردم سمت همون مقصد ک
دیدم جیمین اینا نیستم
سریع سوار ماشین شدم حرکت کردم
سمت عمارتش رسیدم هرچقدر در عمارت رو کوبیدم هیچکس نبود باز کنه
.
.
ویو ته:
ا/ت رو از اتاق اوردم بیرون میخواستیم فرار کنیم ک دیدم کوک داره میاد دنبالمون
داشتیم میدوییدیم ک دیدم کوک از پشت
منو گرفت و پرتم کرد زمین

ته. ای

ا/ت. هققققق تهیونگ

ته. تو برو ا/ت `داد`
.
.
ویو ا/ت:
داشتیم میرفتم ک کوک منم گرفت پرتم کرد زمین محکم با... میکوبید بهم
خیلی دردم میومد هیچی نمیگفتم
ک ته بلند شد با یه چوب کوربید تو سر کوک و [🤚] و سریع از اونجا خارج شدیم
رفتیم فرودگاه ک بادیگارد های کوک هردومون رو گرفتن و بردن عمارتش
.
.
ویو کوک:
من خیلی از ا/ت خوشم میاد
من میدونم با ته خوشبخت نمیشه اون اون خیلی اذیتش میکنه مطمئنم
دیدم بادیگارد هام ا/ت رو اوردن عمارت
و ته رو بردن اتاق شکن......جه
.
.
4 ماه بعد
.
.
ویو ا/ت:
سلام من جئون ا/ت هستم
من تصمیم گرفتم با کوک ازدواج کنم چون زمانی که با ته بودم اون با لونا بود:)
زندگی من با تموم فراب و نشیب هاش
با خوشی تموم شد:)
.
.
.
.
پایان:)
فیکبعدی از
جیمین هستش
فرشته بی بال
تاریخی و عاشقانه
10 پارت هستش
موضوع:
ا/ت دختری ک توی حال زندگی میکرده
ولی یک روز جیمین ملکه شهرشون زخم بعدی روی گردنش ایجاد میشه
جیمین به حال میره و چون ا/ت پزشک بوده
اون رو با خودش میاره به چندین سال پیش یعنی گذشته
.
.
این فیک مربوط به سریال کره ای و تاریخی
{سرنوشت( ایمان) }
هستش
.
.
حمایت یادتون نره
دیدگاه ها (۱۲)

تکپارتی جونگ کوک

مافیای من

وقتی تهیونگ و جونگکوک وسط س*کس بودن که بچه شون میاد داخل اتا...

تکپارتیـ درخواستیــــــــــــــــ«🥺»ــــــــــــــوقتی بهت س...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

یونگی ویوکانگ لی رفت بیرون معلوم بود ا/ت میخواد گریه کنه آخی...

عشق بی پایان

ادامه پارت (۱۴)

ددی خون آشام من

🖤 عروس مافیا | پارت اولژانر: مافیا، ازدواج اجباری، کل‌کلساعت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط