{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی دیگر نمیکوبد در این خانه ی متروک ویران را

کسی دیگر نمیکوبد در این خانه ی متروک ویران را

کسی دیگر نمیپرسد چرا تنهای تنهایم

و من چون شمع میسوزم ودیگر هیچ چیز ازمن نمی ماند

ومن گریان ونالانم ومن تنهای تنهایم

درون کلبه ی خاموش خویش اما

کسی حال من غمگین نمیپرسد

ومن دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم

درون سینه ی پرجوش خویش اما

کسی حال من تنها نمیپرسد

ومن چون تک درخت زرد پاییزم

که هر دم بانسیمی می شود برگی جدا از او

ودیگر هیچ چیز ازمن نمی ماند...
دیدگاه ها (۱۳)

شاعر خطاب به دانشجویان عزیز می‎فرماید: درگیر امتحانم منو د...

قیافه ام تابلو شده بود!گفتن: چه میکشی؟گفتم: زجر!گفتن: نه یعن...

تقدیم به خودم دلم میگیره وقتی میبینم من هستم اوهست اماقسمت ...

گاهی دلم چقدر هوس شیطنت میکند ...از همان شیطنت هایی که حرف ت...

کسی دیگر نمیکوبد در این خانه ی متروک ویران راکسی دیگر نمی پر...

هو کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک و ویران را کسی دیگر...

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران راکسی دیگر نمی پ...

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را, کسی دیگر نم...

کسی دیگر نمی کوبد, در این خانه ی متروک ویران را............

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک و ویران راکسی دیگر نمی گ...

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران راکسی دیگر نمی پ...

ڪسی دیگر نمی ڪوبد در این خانه ی متروڪ ویران راڪسی دیگر نمی پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط