{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را,

کسی دیگر نمی کوبد در این خانه ی متروک ویران را,

کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم.....

و من چون شمع میسوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند,

و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم.....

درون کلبه ی خاموش خویش اما,

کسی حال من غمگین نمی پرسد.....

ومن دریای پر اشکم که توفانی به دل دارم......

درون سینه ی پر جوش خویش اما,

کسی حال من تنها نمی پرسد,

و من چون تک درخت زرد پاییزم,

که هر دم با نسیمی میشود برگی جدا از او......

و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند ......
دیدگاه ها (۶)

ميشه مثل يه قطره اشك............... بعضيها رو از چشمت بند...

من به خورشید اعتقاد دارم, حتی اگر ندرخشد..... من به عشق اعت...

قبل تر ها فکر می کردم: من به تو تعلق دارم و تو به من..... ...

خودش آمده بود که بمیرد.... زندگی همیشه منتظر است, که ما نیز ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط