فیک « حس آشنایی » پارت بیست و یکم

بعد این که خونشون رسیدم ، حسابی منو تحت نظر داشت ‌. وقتی تو آشپزخونه داشتم غذا آماده میکردم بلاخره یه چیزی بهش گفتم .
+ خانم لیسو برای چی منو نگاه میکنین ؟ مشکل خاصی هست ؟ 😅
& هان چی ؟ نه من فقط ‌..‌. هاه من بهت اعتماد دارم درسته ؟ 🙁
+ عزیزم تو چرا خودتو نگران می‌کنی ؟ مگه اتفاقی افتاده که نگرانی ؟
& عزیزم این یه رازه که باید بین خودمون بمونه . بزار برات بگم ... یه روز که جونگ کوک مست کرده بود برگشت خونه . سرتختش دراز کشید و گوشیشو باز کرد . توی گوشیش یه ویدیو ... یه ویدیو 🥺 ... اون یه ویدیو از یه دختری که کنارش بود و اونو میبوسید داشت میدید . از اون موقع میترسم که جونگ کوک عاشق کس دیگه ای بشه و منو ول کنه ‌. خصوصا وقتی الان بچه دارم . خواهش میکنم که تو هم این کارو با من نکن ! 🥺
+ عزیزم فکر بد برداشت نکن . من خودم دوست پسر دارم که صد دل عاشقشم و نیازی به کوک ندارم که چنین کاریو کنم . در ضمن اون وقتی از سر کار میاد من میرم .☺️
& ممنونم که کمکم می‌کنی 🤧
+ تو الان یه دوست خوبی برای منی !
& ☺️ ... راستی اگه هر وقت مست کرد برو یه جا قایم شو چون از خود بیخود میشه . 😞
+ باشه حتما ‌‌. 😉
یک هفته گذشت و حال لیسو خوب شد . منم میخواستم برم ‌‌ولی لیسو منو تا شام نگه داشت . منم با تهیونگ با هم اومدیم خونه جونگ کوک .
الان پارت بعد و میذارم . 🌈
#تهیونگ #جونگکوک #فیک #داستان #عشق #عاشقانه #بخون #love
#taehyung #jungkook #bts #kpop #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۴)

پارت ۴۲

اجبار به بدبختی پارت ۳۶

ᴘᴀʀᴛ ۳۳ | یه روز سختچند روز بعد...آرا اون روز وقتی از مدرسه ...

« فقط پیش تو »بعد از شام، ا.ت ظرف‌ها رو جمع کرد و به آشپزخون...

لیا : فقط احساس می‌کردم بهش مدیونمکوک : مدیون ؟! چرا ؟!لیا :...

گل خونی پارت 55+ خداحافظ جونگ یو ۰ خداحافظ تهیونگ و جونگکوک ...

𝐓𝐡𝐞 𝐖𝐞𝐝𝐝𝐢𝐧𝐠 𝐃𝐚𝐲 | روز ازدواج𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐بعد از رفتن مهمون‌ها سوار...

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟓 ا/ت هنوز به ماشین سیاه خیره...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

تک پارتی✨هر چند دقیقه یک‌ بار خودش رو توی آینه ماشین نگاه می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط