{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دختره

دختره
حلقه می خواست
ولی پسره
بهش خرس هدیه میده
دختره با عصبانیت
خرس رو پرت می کنه وسط جاده
پسره خواست بره برش داره
ولی
ماشین بهش زدومرد
تو مجلس ختمش
دختره خرس رو بغل کرد
دستگاه توی خرس حرف زد
با من ازدواج می کنی
ودختره توی خرس یه حلقه پیدا کرد
دیدگاه ها (۷)

ادامه پارت ۷۴

### 🖤 پارت اول: سایه‌ای در مهبارون مثل شلاق به شیشه‌های ماشی...

پارت ۵۶غروبِ خورشید آسمون رو به رنگِ صورتی و نارنجیِ ملایمی ...

«ᴹʸ ᵐᵃᶠⁱᵃ»پارت۱۱سونگمین دستکش هاشو در اورد و پرت کرد اونور و...

**پارت چهارم: سرعت و جنون**جونگ‌کوک با خشونتی سرد و بی‌رحمان...

Do I love him, or do I hate him?p¹⁹دختر یه جوری پرید بغل جون...

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🍒🖤پارت ۱۹: انفجارِ حقیقت در اتاقِ ف...

لباس ایزوکو روی زمین سرد و خاکی رها شد. وقتی هوایِ سرد و نمو...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

سناریو قفل آبی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط