داشتم تصورت میکردم

داشتم تصورت میکردم

داشتم تصورت میکردم

ساده،

آرام،

زیبا،

با همان لباس آبی فیروزه ای ات.

با همان دامن بلند گل دار .

با اولین لبخندی که زدم،

دیدم خدا کنارم نشسته و

دست هایش را زیر چانه اش زده!

نگاهم کرد و گفت...

زیباست ها!
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
دیدگاه ها (۱۵)

ازدواج اجباری

رمان(تا وقتی که عاشقت شدم )^_^

استاد من ۳

درخواستی : وقتی بهت خیانت کرد

#برادر ناتنی من

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_91لباس مشکی رنگ کوتاهی که قس...

الماس زیبای من ...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹.part:¹...

#چند پارتی تهیونگ و ات پارت 2 دسته گل کوچکی که از دو شب قبل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط