My vampire partner part  ۵۴

My vampire partner part : ۵۴

برای سه تا تا از تیر ها جاخالی داد و چهارمی را و آنیکا میدانست که قرار است کشته شوند.
ᚐ  ᚐᚐ      🥀      ᚐᚐ  ᚐ
جیمین اِما را به هتل مجللی خارج از لندن برد، سپس همه ی جزئیات را درست مانند املین بررسی کرد
بنظر میرسید که باید کارت اعتباری اش را از او بگیرد، بیشتر وقتیکه کارتش را از متصدی هتل گرفت
ولی حتی یک کلمه در مورد هزینه ها نگفت.
جیمین باور نمیکرد که این بدان خاطر باشد که اِما به او اعتماد دارد که پولش را پس خواهد داد
فکر کرد که اِما میخواست به هر قیمتی شده دست از رانندگی بکشد.
به وضوح مسافرت برایش سخت است
جیمین خودش باید رانندگی میکرد و آنها را به کینوان میبرد ولی او را مجبور کرد تا اینکار را انجام دهدچون چنین توانایی نداشت
اِما خسته بود و نور چراغ بارها و بارها چشمان حساسش را اذیت کرده بود
وقتی اِما خواستار دو اتاق شد جیمین ن دستش را روی پیشخوان کوبید
و زحمت نداد دست تیره اش را از روی آن بردارد
_ یه اتاق
متوجه شده بود که اِما جلوی انسان ها کاری نمیکند...لور نمیخواست انسانی بو ببرد... و حالا او بحثی نمیکرد
ولی وقتی خدمتکار آنها را به اتاقشان راهنمایی کرد، دستش را روی پیشانی اش گذاشت و زیر لب گفت
+ این بخشی از قرارمون نبود
اِما باید بخاطر شب قبل هنوز هم عصبانی باشد
تنها بیست و چهار ساعت از وقتی که در چشمانش خیره شد و با حالتی تیره زمزمه کرد که
+ منو میترسونی
میگذشت
وقتی جیمین متوجه شد که دستش جلو رفته تا موهایش را نوازش کند چهره در هم کشید و دستش را عقب برد
وقتی خدمتکار در را باز کرد جیمین از کنارش رد شده و وارد سوییت مخصوصشان شد و وقتی در را بست اِما بلافاصله روی تخت دراز کشیده و تقریبا خوابیده بود
میدانست که او خسته است و رانندگی میتواند نیرویش را تخلیه کند ولی مگر چقدر میتوانست بد باشد؟
جاودانه ها همیشه قدرتمند بودند...تقریبا قدرتی تمام نشدنی
این شرایطی بود که او در موردش حرف میزد؟
اگر دوشنبه نوشیده باشد و اینکه هیچ صدمه ی قابل رویتی نداشت. پس چه چیزی باعثش شده بود؟
این بخاطر شوک کاری بود که با او کرده؟
شاید او به همان اندازه که ظاهرش نشان میداد شکننده است؟
جیمین ژاکت او را در آورد
این آسان بود چون بدنش شل بود و بعد انقباضی را در گردن و شانه هایش پیدا کرد
مطمئنا این بخاطر رانندگی بود نه بخاطر اینکه ساعت ها کنار او نشسته
وقتی حس کرد پوست خون آشام یخ کرده آب حمام را باز کرد، سپس برگشت و پیراهنش را در آورد
اِما به سستی روی دستش كوبيد ولى جیمین اعتراضاتش را نادیده گرفت

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره قراره الان چند پارت دیگه واستون بزارم پس قشنگ حمایت کنید
دیدگاه ها (۱)

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p82سینی از دستش رها شد.نینا بدون فکر خود...

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. شملوک پوزخن...

𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆Part 3صدای قدم های تند توی راهروی بیمارستا...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

برادر ناتنی

𝖕𝖆𝖗𝖙۵سه روز بعد، قصر مروارید غرق در چراغ‌های طلایی شد.ملکه ت...

{محکوم به لمس } part۱۰ 杂交种دوتا انگشتر نمادین در جعبه را ب...

𓆩 پارت ۶۴ 𓆪 🖤جیمین فوراً به عمارت برگشت و ات هم همراهش رفت.و...

صبح روز بعد، ا.ت با لبخند از خواب بیدار شد.قرار بود بعدازظهر...

جادویی به نام عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط