🖤My little girl~»
🖤My little girl~»
🖤دختر کوچولوی من~»
🖤Part
لبخندی زدم... جای لیا خالیه...
چند روز بعد
حال جونگکوک خوب شده بود...
منم توی عمارتم بودم... درسته چند روز از اون اتفاق گذشته اما من هنوزم ذوق مرگممم😅🎉❤
ساعتو نگاه کردم... ساعت ۹ صبح رو نشون میداد... هی... صبر کن ببینم!!!
من روی تختم... من خواب بودم...!؟؟؟ نکنه همه ی این اتفاقات خواب بودننن!!؟؟؟
سریع بلند شدم و دوییدم از اتاقم بیرون... هنوز خواب آلود بودم و همه جور فکری به سرم میزد!
پریدم وسط اشپزخونه و داد زدم: جونگکوک کجاستتت!!!
خدمتکارا... ریدن به خودشون👍🏻
البته نه بخاطر دادی که زدم... به خاطر قیافه م! قیافه ی خواب زده و موهای جنگلی اول صبحم!
خودم از قیافشون خندم گرفت اما خیلی جدی ، توی چشمای یکی از خدمتکارا زل زدم و پرسیدم: جونگکوک کجاست!؟؟
خدمتکار دستو پاشو گم کرد: بانو... ارباب دو روزی میشه که مرخص شدن و امروز صبح یه چیزی رو پست کردن دم در عمارت، ما هم براتون گذاشتیم توی اتاقتون...!
با خوشحالی ذوق کردم: هوراااااااا
و دوییدم سمت اتاقم: یوهووووو
و سریع بسته ی کوچیکی که روی میز بود رو برداشتم...
⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══════════ـ݂᪶݃ᩚ⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅
ادامه دارد...
#فیک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_عاشقانه
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
🖤دختر کوچولوی من~»
🖤Part
لبخندی زدم... جای لیا خالیه...
چند روز بعد
حال جونگکوک خوب شده بود...
منم توی عمارتم بودم... درسته چند روز از اون اتفاق گذشته اما من هنوزم ذوق مرگممم😅🎉❤
ساعتو نگاه کردم... ساعت ۹ صبح رو نشون میداد... هی... صبر کن ببینم!!!
من روی تختم... من خواب بودم...!؟؟؟ نکنه همه ی این اتفاقات خواب بودننن!!؟؟؟
سریع بلند شدم و دوییدم از اتاقم بیرون... هنوز خواب آلود بودم و همه جور فکری به سرم میزد!
پریدم وسط اشپزخونه و داد زدم: جونگکوک کجاستتت!!!
خدمتکارا... ریدن به خودشون👍🏻
البته نه بخاطر دادی که زدم... به خاطر قیافه م! قیافه ی خواب زده و موهای جنگلی اول صبحم!
خودم از قیافشون خندم گرفت اما خیلی جدی ، توی چشمای یکی از خدمتکارا زل زدم و پرسیدم: جونگکوک کجاست!؟؟
خدمتکار دستو پاشو گم کرد: بانو... ارباب دو روزی میشه که مرخص شدن و امروز صبح یه چیزی رو پست کردن دم در عمارت، ما هم براتون گذاشتیم توی اتاقتون...!
با خوشحالی ذوق کردم: هوراااااااا
و دوییدم سمت اتاقم: یوهووووو
و سریع بسته ی کوچیکی که روی میز بود رو برداشتم...
⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅═══════════ـ݂᪶݃ᩚ⊰⃟𖠇࿐ྀུ༅࿇༅
ادامه دارد...
#فیک
#فیک_جونگکوک
#فیک_بی_تی_اس
#فیک_عاشقانه
#رمان
#رمان_عاشقانه
#عاشقانه
- ۶۵۳
- ۱۷ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط