{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نگاه اول💖🌔

نگاه اول💖🌔
پارت ⁴⁵


دیانا، سینه هام درد میکنه انقدر گاز گرفتی دیشب(بغض)


ارسلان، الهی دورت بگردم من ببخشید خوب خوشمزه بود


دیانا، اهوم من برم حموم


ارسلان، برو
دیانا رفت منم نشستم سر گوشی
بعد ⑨دقیقه دیانا امد



دیانا، بلو بیرون لباس عوض کنم



ارسلان، غیربه شدم(بغض)




دیانا، اوففف باشش



ارسلان، دیانا حولشو برداشت اوفف چ سفیدی بود لباس هاشو پوشید




دیانا، چیه چلا انجوری نگا میکنی



ارسلان، اوفف خیلی سفیدی شب کارت دارم




دیانا، تا شبب



ارسلان، خوشت میادا




دیانا، اله



ارسلان، شیطوننن




ــــــــــــ شب ــــــــــــــ
دیدگاه ها (۰)

نگاه اول 💖🌔پارت ⁴⁷ارسلان، دیانا رو بردم ط وان خودم رفتم حمو...

نگاه اول💖🌔پارت²¹دیانا: اییی ارسلان: اروم باش اروم بیا بزار ط...

نگاه اول🎧✨پارت¹²ارسلان: سلام فسقلی خبیدیانا: علک نه ارسلان: ...

قلب_مغرور_۱۳دیا. آهاارس. خب حالا رل میزنی یا نهدیا. باشه ولی...

رمان ماه من🌙🙂

#part45#part46با کشیدن دست مامانروی سرم بیدار شدم #diyana چی...

چشمای قشنگ تو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط