تو بیا

تو بیا…

تو بیا…
حتی اگر دیر، حتی اگر خسته،
حتی اگر با دلی شکسته…
بیا و این همه سکوت را
از گوشه‌ی چشم‌هایم بردار
دلم بهانه‌ی تو را گرفته،
نه با فریاد، با آهِ آرامی که
شب‌ها از پلک‌هایم می‌گذرد.
تو بیا و بگذار تمام این دلتنگی‌های بی‌انتها،
جای امنی برای تمام شدن داشته باشند…
تو بیا،
و اگر نمی‌خواهی بمانی،
حداقل برای چند لحظه،
در آغوشم خانه کن…
که این دل،
سال‌هاست
چمدان نبودنت را باز نکرده است…
#سرمایه_جاودانه_قلبم❤
#عاشقانه
#amd_msn11
دیدگاه ها (۷)

برایت می‌نویسم«عزیزتر از جانی»و قاب می‌گیرم این کلام رامزین ...

کصشعر.‌‌​پیش از آنکه این واپسین نفس، در این سینه رو به زوال،...

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

راز خون. این پارت ۱۳ نیست . ادامه ی ۱۲ عه

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

Destiny part 19

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

رمان: وصلتِ آتش و یخقسمت سوم: اولین شبِ نمایش قرار شد که برا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط