من زخم های بی نظیری به تن دارم اما

من زخم های بی نظیری به تن دارم اما

من زخم های بی نظیری به تن دارم اما
تو مهربان ترینشان بودی
عمیق ترینشان
عزیزترینشان
بعد از تو آدمها
تنها خراش هایِ کوچکی بودند بر پوستم
که هیچ کدامشان
به پایِ تو نرسیدند ...
بعد از تو آدم ها
تنها خراش های کوچکی بودند
که تو را از یادم ببرند ... نبردند
تو بعد از هر زخم تازه ای دوباره باز میگردی
و هر بار
عزیزتر از پیش
هربار عمیق تر ..💔
دیدگاه ها (۰)

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷②⑨_بخش دوم_تمام بچه ها خسته اند ...

چند پارتی بازی ممنوع

# 🥀 ادامه: «قلبی که دیگه برای تو نمی‌تپید» — بخش دومیه هفته ...

پارت: 27 (بخش5) **زاویه دید: زین**«داری دروغ میگی.» هیزل با ...

✧ᏕᎮᏗᏒᏦ✧𝟜و اگر من برای همه‌ی دنیا چیزی نبودم، عیبی نداشت، فقط...

Ten

#مافیا_عزیز_من#Part۳۱ تو اون لحظه دوباره بوسه ای روی لبات گذ...

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

007-آلما ویسکی - پارت ۵۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط