{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وسط خندیدن یهو گفت: چقد چشآت خوشکلن.

وسط خندیدن یهو گفت: چقد چشآت خوشکلن.
زل زدم بش و اروم گفتم: ممنون.
یه کم گذشت، باز گفت: چشات خیلی خوشکلن.
این دفعه سرمو انداختم پایین و گفتم: مرسی.
بآز اومد جلوم نشست گفت: میدونستی چشآت چقد قشنگن؟
این بآر خندیدم و گفتم:اگه چشآی من قشنگن، تا حالا به صدات گوش دادی؟
از چیه، قشنگی صحبت میکنی جآنا؟...


#خاصترین
دیدگاه ها (۶)

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 197♡⁠。⁠)⁩رفتم ل...

part ۷

از این کپشن دلی تر نداشتم بنویسماینو کپشن ندونید ی تک از وجو...

〜∘ 𝑮𝒐𝒍𝒅𝒆𝒏 𝑪𝒂𝒈𝒆 ∘〜قـفـس طـلایـیpart_2ویو میرانور خورشید از لا...

#in_your_eyespart_9۸ویو کایلا "غروب"از وقتی نتیجه‌ی تست...

مهمونی خطرناکپارت=20ویو ات:بعد از اینکه براش توضیح دادم جلو ...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۳ *سانیار*در رو با یه ضرب باز کرد...

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part به دستام زل زدم.....

name:𝓣𝓱𝓮 𝓢𝓹𝓵𝓮𝓷𝓭𝓸𝓻 𝓸𝓯 𝓟𝓲𝓰𝓶𝓮𝓷𝓽 𝓲𝓷 𝓽𝓱𝓮 𝓓𝓪𝓻𝓴𝓷𝓮𝓼𝓼.Season:¹part:⁸....

Part ¹⁸ویو لیلیجدی نگاهم کرد _ تا کی میخوای معذرت خواهی کنی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط